رشيد الدين فضل الله همدانى

19

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )

بارگاه بيرون آمد ، و منهزم و مستشعر خود را با وثاق انداخت . بهنگام موسم كوچ حاج احمد را بخواند و تألّف و تلطّف فراوان نمود و گفت : نخواستيم كه بدين مقدار ملتمس غبارى به خاطر ابو الحسين رسد و مادّهء وحشتى شود ، مثال داديم تا تذكره‌اى كه داشتى به اتمام رسانند . بايد كه صنّاع را حاضر كنى ، و بر وفق مراد و حسب مرتاد آن جامه‌ها بفرمايى ، چنان كه به وقت مراجعت تو مكمّل به تو سپارند . چون بازگشت جامه‌ها به موجب ملتمس با ديگر محمولات و مضافات به بخارا رسانيد . و امير حاجبى بزرگ به ابو العباس تاش دادند كه از مماليك ابو جعفر عتبى بود ، و امير حاجبى به فايق مفوّض كردند كه از مماليك منصور بن نوح بود ، و در آن حضرت به مقامات مذكور و مواقف مشهور اختصاص يافته ؛ و لشكركشى خراسان بر ابو الحسن سيمجور مقرّر گشت ، تا به مشاركت و مشابكت يكديگر در صيانت انتظام ملك و حمايت بيضهء دولت جدّ تمام نمودند تا چشم زخم اثر كرد و [ به ] تصاريف روزگار ، چشم زخم ايّام روى در تراجع نهاد ، و اساسى چنان مؤكّد و قاعده‌اى چنان ممهّد به دست حوادث واهى گشت ، و مدار وهن كه در آن ملك ظاهر شد ، سبب كار سيستان بود . شرح حال سيستان خلف بن احمد پادشاه سيستان بود ، در سنهء اربع و خمسين و ثلثمايه بسيچ حجّ كرد ، و خلافت خويش در اعمال به طاهر بن حسين داد كه خويش او بود . طاهر در غيبت او لشكر او را بفريفت ، و قلاع و خزاين او را با قبضهء تصرّف گرفت ، و در پادشاهى سيستان طمع مستحكم كرد ، خلف چون بازگشت مملكت خويش شوريده يافت ، و راه وصول به مقرّ خويش بسته ديد . به منصور بن نوح سامانى ملتجى شد و به لشكر از او استمداد و استنجاد نمود تا