رشيد الدين فضل الله همدانى
13
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )
و منابر آن ديار به القاب ميمون ناصر الدّين آراسته مىدارد . و چون ناصر الدّين خاطر از اين كار آسوده كرد ، عزم غزو كفّار مصمّم كرد [ و روى به ديار هند آورد ] ، و از يقينى صادق و نيّتى درست در تحرّى رضاى بارى تعالى به قمع ملاعين آن ديار و مدابير آن كفّار روى به ديار هند آورد ، تا قلاع و معاقل آن اطراف كه در هيچ ايّام اعلام اسلام بدان نرسيده بود ، مستخلص و مستصفى شد ؛ و ديار آن خطّه و بلاد آن بقعه در حوزهء ممالك خويش آورد . چون جيپال كه پادشاه هندوستان بود آن حال مشاهده كرد ، و در ملك خويش رخنههاى تازه و خللهاى بىاندازه ديد ، مضطرب شد ، و مصوّر كرد كه اگر در مضيق اين مهمّ عظيم و ملمّ جسيم تهاون و تأنّى جايز شمرد و روى به مدافعت و ممانعت خصم غالب ننهد ملك موروث بر باد آيد ، جز مكاوحت و مكافحت چاره نديد ، و احزاب دولت و انياب مملكت و اعوان و انصار خويش را جمع كرد و با لشكرى انبوه روى به ديار اسلام آورد ، و خواست كه جراحت خويش را مرهمى نهد . چون سبكتگين از آن حال آگاه شد لشكرها فراهم آورد ، و از غزنه بيرون آمد [ 3 ] . به مدافعت او ، و ما بين دو مملكت به هم رسيدند ، و نوبتهايى مصاف دادند ، و در مضاربت و محاربت غايت مجهود مبذول داشتند ، و سلطان يمين الدّوله محمود در آن مواقعات اثرها نمود كه افهام و اوهام از كنه آن قاصر آيد . و در آن حدود بر آن طرف كه مخيّم ملاعين هنود جحود بود ، چشمهاى آب روشن صافى بود كه قابل نجاست نبودى ؛ و هرگاه كه از نجاست چيزى در آن چشمه انداختندى ، صاعقهاى عظيم ظاهر گشتى و از جوانب بادهاى مخالف برخاستى و سرماى سخت ظاهر شدى ، چنان كه در آن نواحى كسى را طاقت مقام و آرام نبودى . امير ناصر الدّين بفرمود تا از قاذورات بعضى در