رشيد الدين فضل الله همدانى
12
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )
قرار گيرد ، آنگاه بنده به شرف دستبوس شتابد ، و مباشرت اين منصب بر وجهى كند كه از وصمت [ تهمت ] و سمت ريبت مبرّا و معرّا باشد ، و بر منهاج رشاد و قانون سداد مستديم و مستقيم . امير ناصر الدّين را اين راى صواب و موافق آمد ، او را به ناحيت رخّج فرستاد ، و حكم او در آن [ ناحيت ] روان گردانيد ، بعد از يكچند مثالى موشّح به توقيع عالى به استدعاى او برسيد . به خدمت شتافت ، و بعد از آن ديوان رسايل تا آخر عهد ناصر الدّين بر او مفوّض بود ، و در به دو سلطنت پسرش يمين الدّوله هم بر آن قاعده ملابست آن شغل مىكرد ، چنان كه نسخت فتحنامهها كه از انشاى او شايع و مستفيض است و بطون رسايل و كتب و سفاين بدان موشّح و آراسته به ذكر آن [ مقصور است و در محاسن و مفاخر آن دولت محصور و ] مدوّن است ، تا وقتى كه به تهمتى از آن حضرت برميد ، و به ديار ترك افتاد و در غربت فرو شد . چون امير ناصر الدّين را آن نواحى مستخلص شد نايبى را فراگماشت ، و نيّت غزو قصدار كرد ، و اللّه اعلم بالصّواب . فتح قصدار اين بقعه در جوار مملكت او بود ، و والى آن موضع به حصانت قلاع مغرور و به خصب آن نواحى مسرور ، و گمان او آنكه دست تصاريف روزگار به دامن دولت او نرسد ؛ و ندانست كه پادشاه مقبل ماهى [ فلك را ] در شست گيرد ، و نسر طاير را به بنادق قهر به دست آرد ، تا شبى ناگاه با لشكرى جرّار پيرامن مأمن او درآمد ، و او را در قبضهء اسار و خسار گرفتار كرد ، پس اريحيّت طبع و كمال مكرمت ناصر الدّين اقتضا چنان كرد كه او را بنواخت ، و آن ولايت بر وى مقرّر داشت ، و حملى معيّن فرمود كه سال به سال به خزانه مىرساند ، و سكّه