رشيد الدين فضل الله همدانى

10

جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )

بودند و ما به مقدار و عدد از ايشان كمتر ؛ و مدّت مجاهدت دراز دركشيد ، و اهبت و زادى كه بود سپرى شد ، و راه استمداد و طلب زاد بسته بود ، [ و مدّتها در مضايق آن شدّت و مغالق آن كربت بمانديم ، و رؤوس آن اشياع و وجوه آن اتباع از نايافت قوت و مسكهء زندگانى مستغاث كردند ، و طريق مصابرت بر آن غصّه و مثابرت بر آن محنت پرسيدند . چاره ندانستم الّا آنكه با من بقاياى قدرى پست كه از بهر ذخيرهء مطبخ داشتم مانده بود ، آن جماعت را در آن مساهم و مشارك كردم ، و هر روز به قدر حاجت بلغه‌اى از آن مىساختم تا حق تعالى نصرت داد ، و وعده‌اى كه در اعلاى كلمهء حق فرموده است به انجاز رسانيد ، و آن ملاعين بعضى طعمهء شمشير گشتند و جمعى در قيد اسار گرفتار شدند ، و برخى در لباس خزى و خسار روى به هزيمت آوردند . ] و السّلام . فتح بست اوّل فتحى كه در عهد ميمون او بود فتح ناحيت بست بود ، و سببش آن بود كه طغان نامى والى آن بقعه بود ، و بايتوز نام اميرى اين ولايت به قهر از دست او بيرون كرد . طغان چون قوّت مقاومت او نداشت ، ناچار آن ناحيت بازگذاشت ، و در كنف اهتمام ناصر الدّين گريخت و از او مدد خواست ، تا ولايت خويش از دست خصم انتزاع كند ، و حملى ملتزم شد كه هر سال به خزانه مىرساند ، و به وقت حاجت در زمرهء اعوان و انصار منحصر باشد ، و به مراسم خدمات قيام نمايد ، و فرزندى به نوا در خدمت موكب مقيم باشد . و از آنجا كه كرم آن پادشاه بود ، اين التماس را اجابت كرد ، و با لشكر تمام به ظاهر بست نزول فرمود . از جانبين در آن محاربت مجهود مبذول داشتند .