رشيد الدين فضل الله همدانى
9
جامع التواريخ ( تاريخ سامانيان وبويهيان وغزنويان ) ( فارسى )
تركى بود كه آثار نجابت و شهامت در شمايل او روشن و پيدا ، و دلايل يمن و سعادت در حركات و سكنات او هويدا ، از استخوان قايى از نسل ذيب ياوقوى كه نوادهء اغوز بود ، در عهد سلطنت منصور بن نوح سامانى به حجابت ابو اسحق الپتگين صاحب جيش خراسان موسوم شد ، و مدار كار و حلّ و عقد اتباع و اشياع و خدم و حشم به دو مفوّض بود ، الپتگين را به غزنه فرستادند ، و ايالت آن طرف به دو مفوّض كرد . چون ابو اسحق به غزنه رسيد ، بعد از مدّتى سپرى شد ، و در دودمان او كسى كه شايستگى پادشاهى داشتى نبود ؛ تا همگنان مجتمع الهمّة و متّفق الكلمة گشتند ، و به سرورى و مهترى ناصر الدّين سبكتگين و به رياست او رضا دادند ؛ و بر كفايت و ايالت او عهد بستند . و او همگنان را در كنف رعايت خويش گرفت ، و به مصالح و مناجح همه قيام نمود ، و بر وفق مرتبه و حال هريك و قدر منزلت تقرير اقطاع و ترتيب معاش فرمود . [ پس ] روى به جهاد كفّار و اعداى دين آورد ، و تا ناحيت هندوستان كه مسكن دشمنان اسلام و متعبّد اوثان و اصنام بود دار الغزو ساخت ، و همواره بر اطراف و اكناف سند و هند مىتاخت ، و معابد و معاهد آن خاكساران را بر باد مىداد ، و به جاى آن مساجد و منابر و مشاهد بنياد مىنهاد ، و مسلمانان را در حرز امان مىگرفت ، و مشركان را در شرك هلاك گرفتار مىكرد ، و ميان او و طواغيت آن ملاعين و مردهء آن شياطين كارزارها رفت ، كه ذكر آن بر صفحات ايّام تا قيامت باقى خواهد بود . [ و امير ناصر الدّين در تحمّل تكاليف آن اثقال و مقاسات شدايد آن اشغال بر وجهى مصابرت و مساورت نمود كه قوّت بشريّت از آن قاصر باشد ، و جز به مدد لطف و فرّ تأييد ربّانى تمشيت نپذيرد . ] . به وقتى كه از مجارى احوال اخبار مىفرمود ، فرمود كه ما را به هنگام آن كه با آن مدابير در مصافى بودم ، و ايشان به كثرت عدد و وفور عدد مستظهر