رشيد الدين فضل الله همدانى

45

جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )

و چنان مردانه و بهادر بود كه هرچند لشكر او اندك بودى و از آن وانگ موانگ بسيار ، انديشه نكردى ، و بىباك بر ايشان زدى و همواره پيروز آمدى ، الّا يك نوبت كه شكسته شد ، و در حال هزيمت به رودخانه‌اى رسيد كه گذر نمىداد ، و چون فروماند ، به خداى تعالى پناه ساخته ، به تضرّع دعا كرد و گفت : خدايا ، اگر به پادشاهى من برحق‌ام ، اين آب را يخ گردان تا لشكر من بگذرند ، و الّا مرا همين‌جا بميران ! دعاى او به اجابت رسيد و در تابستان آن رودخانه چنان بفسرد كه او و لشكر او بر سر آن بگذشتند . و چون [ او ] نماند ، چهار پسر داشت ، كوچك‌تر را كه نويسنده و هنرمند و عاقل بود ، به جاى او بنشاندند . تبعه فرزندانش مفصلا ، سيزده نفر ، صد [ و ] شصت [ و ] سه سال . اوّل : خن مندى « 1 » ، هجده سال . دوم : جندى « 2 » ، سيزده سال . سوم : خوادى « 3 » ، هفده سال . چهارم : شانگ دى « 4 » ، يك سال . پنجم : عندى « 5 » ، نوزده سال . ششم : بوشانگ خو « 6 » ، نه ماه . هفتم : شندى « 7 » ، نوزده سال . هشتم : چونگدى « 8 » ، يك سال . نهم : جيدى « 9 » ، يك سال . دهم : وندى « 10 » ، بيست [ و ] يك سال .

--> ( 1 ) . Han Mingdi ( 2 ) . Zhangdi ( 3 ) . Hedi ( 4 ) . Shangdi ( 5 ) . Andi ( 6 ) . Beixianghou ( 7 ) . Shundi ( 8 ) . Chongdi ( 9 ) . Zhidi ( 10 ) . Huandi