رشيد الدين فضل الله همدانى
16
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى )
شهر ابهر و زنجان و نواحى آذربيجان ، و قتلمش را به ولايت جرجان و دامغان با ساير ولايت قومس ، و الپارسلان محمّد بن چغرى بك برادرزادهء او در خدمت او بود ، و تا زمان سلطان سنجر ، نوّر اللّه ضريحه ، از قصد خاندان سلطان مسعود و محموديان دست بازداشتند . چون نامهء ايشان به خليفه القائم بامر اللّه رسيد ، هبة اللّه بن محمّد المأمونى را با رسول ايشان پيش طغرل بك فرستاد به رى و پيغام را به نيكوترين وجهى جواب داد ، و هبة اللّه را فرمود كه پيش او باشد ، تا او را به بغداد آورد و نصيحت و تهديد ايشان را ، و به تخويف نصيحت كرده كه با بندگان خدا گستاخ مباشيد ، و ولايت خراب مكنيد ، و وعد وعيد رسانيد ، و تشريف و لوا فرستاد ، فى الجمله مأمول ايشان بأسرها مبذول افتاد . روز عيد برنشستند تا نيشابور بغارتند ، طغرل بك گفت : روز عيد است ، اهالى را نشايد رنجانيدن ، چغرى بك لجاج نمود ، و كارد بكشيد كه اگر مىگذارى كه بغارتم ، و الّا خود را بكشم ، طغرل بك تواضع نمود ، و به چهل هزار دينار قسط او را راضى كرد . هبة اللّه مدّت سه سال آنجا بماند ، به حكم آنكه طغرل بك را از ولايت و نواحى گرفتن فراغت به بغداد رفتن نبود ، و اندر سنهء سبع و اربعين و اربعمايه خليفه بفرمود تا بر منابر بغداد به نام طغرل بك خطبه كردند ، و نام او بر سكّهء دار الضرب نقش زدند ، و القاب او ركن الدّوله ابو طالب طغرل بك [ محمّد ] بن ميكائيل نهادند ، و بعد از نام او نام و القاب ملك رحيم ابو نصر بن ابى الهيجاء سلطان الدّوله . و هم در اين سال * در ماه رمضان طغرل بك به بغداد رسيد . خليفه او را بسيار نثارها كرد و نزلها فرستاد ، و ملك رحيم به استقبال به نهروان آمد ، او را بگرفت و بند كرد ، و به محروسهء رى به تبرك فرستاد ، و از آنجا نخست به در حرم و سدّهء شريفه آمد ، و شرايط تعظيم و مراسم تفخيم بهجاى آورد . چون بازگشت ، به نوبتى فروآمد ، خليفه او را نثارها و نعمتهاى فراوان و تكلّفهاى