رشيد الدين فضل الله همدانى

مقدمهء مصحح 13

جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى )

« الپ‌ارسلان محمّد بن چغرى بك پادشاهى سخت باهيبت و سياست و بيدار بود ، و خصم‌افگن و دشمن‌شكن جهانگير و گيتى گشاى عظيم‌شكل رشيق‌قد . محاسنى تنك دراز داشت ، به وقت تير انداختن آن را گره زدى ، و گويند هرگز تير او خطا نشدى ، و كلاهى دراز بر سر نهادى ، روز بار سخت مهيب و باشكوه بودى . از سر تكمهء كلاه تا نهايت محاسن او دو گز بوده است » . . . [ تاريخ آل سلچوق ، ص 22 ] « ملكشاه بن آلب ارسلان پادشاهى جبّار كامكار موافق‌بخت مساعد روزگار بود . جمله اسباب سلطنت او را مهيّا و دولت مهنّا . مؤيّد به تأييد آسمانى موفّق به توفيق ربّانى . پدران او جهانگيرى كردند و او جهاندارى داشت . دولت نشاندند و او بر آن ثمر خورد . ايشان تخت و تاج سلطنت بستدند و او بر سر نهاد . » . . . [ سلجوقنامه ، ص 29 ] « سلطان ملكشاه بن الپ‌ارسلان پادشاهى جبّار كامكار مساعدبخت موافق‌روزگار بود ؛ جمله اسباب سلطنت او را مهيّا ، و حشمت و دولت مهنّا ، مؤيّد به تأييد آسمانى ، موفّق به توفيق ربّانى . پدران او جهانگيرى كردند و او جهاندارى ، ايشان درخت دولت نشاندند ، و او برخورد . ايشان تخت و تاج سلطنت بستدند و بنهادند ، و او بر نهاد . » . . . [ تاريخ آل سلچوق ، ص 31 ] بسيارى از سرفصلها و بخشهايى از متن را در يادداشتهاى خود به شاهد آوردم كه گوياى همانندى و همسانى تامّ و تمام سلجوقنامهء خواجه امام ظهير الدّين نيشابورى و ذيل آن از ابو حامد محمّد بن ابراهيم كه در سنهء 599 تأليف شده با تاريخ آل سلچوق از جامع التّواريخ است ، و بازنمودن آن‌همه مايهء