محمد حسن خان اعتماد السلطنه

16

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى )

ايران وراى اعصار سالفه و ازمنهء سابقه مىباشد . آگاهى از السنه و علوم خارجه و ميل به استكشاف دقايق و حقايق و مطالب صحيحهء تاريخى ما را بر آن مىدارد كه راه‌شناس تمام طرق علم تاريخ باشيم . مثلا بايد بدانيم هردوت مورخ و استرابن عالم علم جغرافيا و بطلميوس منجم در تأليفات رشيقهء خود اسم رود جيحون را چه نوشته ؟ و خوارزم و گرگان را چه ناميده‌اند ؟ تا اگر در كتب و جرايد و صفحات دفاتر اكسوس و كوراسم و هيركان ببينيم بدانيم از اين اسامى كدام‌يك از امكنه مقصود است . تقريبا يكصد و پنجاه سال قبل دانويل فرانسوى و بعد از او در اين اواخر كيپر آلمانى بيشتر اسامى جغرافيايى قديم را كه در كتب يونانى و لاتينى مسطور است كشف و معلوم نموده كه حالا چه گفته مىشود به عبارة اخرى توضيح كرده كه فلان محل را كه در قديم فلان ناميده‌اند امروز چه مىگويند اما باز در آنچه متعلق به ايران بود مختصر تحقيق و دقتى لازم مىنمود . در مدت سه سال تمام اسباب اين كار را بدون طفره و تعلل فراهم آوردم و سال گذشته پس از مراجعت از عراق عجم در اوقاتى كه بروز ناخوشى كلراى عام كه در ميان عوام به و با مشهور است مجبورا از ركاب همايون دورم ساخته در زاويه و گوشهء درويشى خود معروف به حسن‌آباد در حالت عزلت زندگانى مىكردم براى اشتغال خاطر و انصراف خيال از آن بلاى وحشت‌زا به نگارش كتابى مشتمل بر تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد پرداختم و اين كار را در ظرف سى روز بساختم و دوازده هزار بيت در اين موضوع نگاشتم و سفينه را به لآلى تحقيقات انيقه انباشتم . يعنى علاوه بر مطابقهء لغات و اصطلاحات قدما و متأخرين در هر مورد از شروح و بيانات لازمه كه مورث توضيح و تبيين بود فروگذار نكردم و حدود طبيعى و پلتيكى امكنهء مهمه را باز نمودم و بر آن بودم كه امسال آن كتاب را بتمامه