عباس اقبال آشتيانى

31

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

مىكشاندند و از ايشان هركس را كه از رفتن راه عاجز مىماند مىكشتند . چون بسمرقند نزديك شدند پيادگان و اسرا را در عقب گذاشتند تا بعد به سوارانى كه جلوتر بسمرقند حمله بردند ملحق شوند و غرض از اين حركت اين بود كه مسلمين سمرقند اين جمعيت كثير را قشون مغول تصور كنند و از زيادى عدهء ايشان مرعوب شوند . روز دوّم اسرا و پيادگان رسيدند و هر ده نفر از ايشان را مغول با يك علم حركت مىدادند ، مردم سمرقند همان‌طوركه مغول مىخواستند همگى اين جماعت را قشون چنگيز تصوّر نمودند و دروازه‌هاى شهر را بسته بدفاع پرداختند . عدهء قشون خوارزمشاه را در سمرقند مورخين باختلاف از 000 / 50 تا 000 / 110 نوشته‌اند ولى عدد دوّم مبالغه به نظر مىآيد مگر آنكه عدّهء كسانى را هم كه از مردم سمرقند بدفاع و زدوخورد با مغول قيام نموده‌اند ضميمهء قشون خوارزمشاهى بگيريم . به هرحال قشون سلطان محمد بواسطهء رعب از روبرو شدن با مغول احتراز نمودند ولى مردم شهر روز سوّم محاصره عدّه‌اى از جنگيان خود را براى حملهء به چنگيز خان بخارج شهر فرستادند و ايشان از سمرقند خارج شده بمغول حمله كردند . لشكريان چنگيز ابتدا از مقابل مسلمين عقب نشستند ولى همين‌كه ايشان را به كمين‌گاهى كه مىخواستند كشيدند رابطهء بين شهر و ايشان را قطع نمودند و از دو طرف به كشتار آن جماعت پرداختند و همگى را از دم تيغ گذراندند ؛ عدهء اين مقتولين را از 000 / 50 تا 000 / 70 نفر گفته‌اند . بعد از آنكه مردم سمرقند از واقعهء شهادت مردان دلير خود اطلاع يافتند پاى ايشان در پايدارى سست شد و قشون خوارزمى كه سركردگيشان با طغاى خان برادر تركان خاتون بود به اين عنوان كه با مغول از يك جنسند اقدام به جنگ نكردند بلكه از مغول امان خواستند ، فقط عدّهء قليلى در ارك سمرقند بدفاع پرداختند و از تسليم خوددارى نمودند . طول محاصرهء سمرقند را مورّخين از پنج تا ده روز نوشته‌اند . همين‌كه تركان خوارزمى تسليم مغول شدند مردم چاره‌اى در خود نديدند جز