عباس اقبال آشتيانى
25
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
حملهء چنگيز بممالك خوارزمشاهى در 616 - چنگيز خان سلطان محمد خوارزمشاه را پادشاهى مقتدر و قدرت او را زياده از اندازه تصور مىكرد به اين جهت بعد از تهيات لازمه با تمام پسران و لشكريان خويش به طرف ماوراءالنهر حركت نمود و در اين عزيمت كه از پائيز سال 616 شروع شد امراى قرلق و الماليغ و اويغور كه مطيع چنگيز شده بودند نيز با او حركت كردند . عدهء لشكريان چنگيز را در موقع حركت به طرف ماوراءالنهر مسلمين از 000 / 600 تا 000 / 700 نفر نوشتهاند ولى اين مقدار قطعا مبالغه است و عقيدهء محققين جديد اين است كه خان مزبور از 000 / 150 تا 000 / 200 بيشتر سپاهى نداشته است . عدد لشكريان خوارزمشاه بمراتب از سپاهيان چنگيزى بيشتر بوده است ولى به عللى كه سابقا ذكر كرديم بين او و امراى خوارزمشاهى صفائى وجود نداشت به همين جهت از ايشان در مقابل مغول كارى ساخته نشد بعلاوه ضعف نفس و ترديد خوارزمشاه و نداشتن نقشه و تصميم متينى كار او را بيشتر از همه خراب مىكرد . اين پادشاه كه بلائى به اين عظمت را بممالك خود كشانده بود قبل از آنكه فرستادگان چنگيزى را بقتل برساند شورائى از امراى خود در باب تدبير كار مغول تشكيل داد و با امام شهاب الدين خيوقى « 1 » كه در نزد سلطان تقرب فوقالعاده داشت در آن باب شور كرد ، عالم مزبور گفت كه صلاح آنست كه به اطراف مراسلات نوشته شود و براى دفاع بلاد اسلام عساكر فراهم گردد و در كنار سيحون از عبور مغول ممانعت به عمل آيد ولى امراى خوارزمشاه اين طرح را پسنديده ندانستند و گفتند بهتر آنست كه مغول به ماوراءالنهر بيايند و به كوهها و تنگناهاى صعب برسند آنوقت چون ايشان راهها را درست نمىشناسند بر سر ايشان بتازيم و كار آن جماعت را يكسره بسازيم . بعضى نيز گفتند كه در كنار جيحون مانع عبور ايشان شوند و جماعتى نيز اظهار عقيده كردند كه در غزنين و در صورت لزوم در هندوستان با آن قوم روبرو شوند !
--> ( 1 ) - امام شهاب الدين ابو سعد بن عمر خيوقى از فقها و مدرسين معروف خوارزم و از محترمين آن ديار بود و او در فتنهء مغول از خوارزم به شهر نسا در خراسان گريخت ولى در آنجا در 618 بدست ايشان مقتول شد .