عباس اقبال آشتيانى

26

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سلطان محمد خوارزمشاه به مصلحت‌انديشى شهاب الدين خيوقى توجهى نكرد بلكه رأى دسته‌اى از امرا را كه به جنگ با مغول در راه‌هاى صعب ماوراءالنهر عقيده داشتند پذيرفت و قشون و امراى خود را بين بلاد عمدهء ماوراءالنهر متفرق نمود و بانتظار مغول نشست . اين پادشاه خودخواه ضعيف النفس كه از جانب مادر و سرداران خود اطمينانى نداشت قبل از آنكه سپاهيانى را كه از اطراف خواسته بود جمع آيند بدون جنك از جيحون نيز گذشت و ماوراءالنهر را به امرا و قشون متشتت خود كه هر دسته‌اى در شهرى بودند واگذاشت . از بلاد متعلق به خوارزمشاه اول شهرى كه مورد حملهء مغول قرار گرفت اترار بود يكى به آن علت كه اين شهر در جوار بلاد ترك‌نشين و در سرحد شمال شرقى ممالك خوارزمشاهى قرار داشت ديگر آنكه غاير خان حكمران آن آتش خشم چنگيز را تحريك كرده و او را به كينه‌خواهى و لشكركشى برانگيخته بود . لشكريان چنگيز در رجب 616 در مقابل حصار اترار ظاهر شدند و چنگيز در اين نقطه لشكريان خود را به چهار قسمت كرد به ترتيب ذيل : يك قسمت از آن را كه از هفت تومان ( تومان به مغولى يعنى 000 ، 10 ) مركب بود بتسخير اترار گذاشت و دو پسر از پسران او يعنى جغتاى و اوگداى ( اگتاى ) در جزء فرماندهان اين قسمت بودند . يك دستهء ديگر بسركردگى پسر ديگرش جوجى ( توشى ) روانهء گرفتن بلاد كنار سيحون مخصوصا جند گرديدند . قسمت كوچكى ( مركب از 5000 نفر ) نيز مأمور شدند كه شهرهاى خجند و بناكت را بگيرند و خود چنگيز هم به معيت پسر ديگر تولوى ( تولى ) با قسمت اعظم قشون به سمت بخارا حركت نمود و غرض او اين بود كه رابطهء سلطان محمد خوارزمشاه را با بقيهء قشون او كه در بلاد مذكور در فوق بدفاع اشتغال داشتند قطع نمايد . در موقعى كه چنگيز خان بدر اترار رسيد « يكى از اهل ديوان خوارزمشاهى بدر الدّين عميد « 1 »

--> ( 1 ) - اين شخص به گفتهء محمّد بن احمد نسوى مؤلف سيرة جلال الدّين منكبرنى در اترار نايب شخصى بود بنام صفى اقرع كه سمت وزارت خوارزمشاه را در بلاد ترك داشت و خوارزمشاه پدر او سعد و عمش منصور را كه هردو در اترار قاضى بودند با جماعتى از برادران و عموزادگان او بقتل رسانده بود ( نسوى ، ص 37 . )