عباس اقبال آشتيانى
24
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
خاتون نيز كه در كارها قوى و بقدرت تركان قنقلى مستظهر بود نمىگذاشت كه خوارزمشاه به چنين اقدامى مبادرت ورزد . بارى خوارزمشاه نه تنها درخواست چنگيز خان را نپذيرفت بلكه فرستادگان او را هم كشت و با يك حركت سفيهانه سيل هجوم مغول را بدست خود به طرف ايران و ساير ممالك اسلامى شرق كشاند . قتل كوچلك و انقراض دولت نايمان در 615 - چنگيز خان قبل از آنكه انتقام رعاياى خود را از خوارزمشاه بگيرد مصمم شد كه كوچلك خان را كه در تركستان شرقى مستقر شده و به آزار مردم مخصوصا مسلمين اشتغال داشت از ميان بردارد آنگاه با خيال فارغ بممالك خوارزمشاهى حمله ببرد . براى اجراى اين مقصود چنگيز يكى از سرداران خود جبهنويان را با قشونى معظم بكاشغر فرستاد و جبهنويان كاشغر را به سهولت گرفت و كوچلك فرارى شد . جبهنويان اول كارى كه كرد اين بود كه به مردم آزادى مذهب داد و فشارى را كه بر اثر استيلاى كوچلك بر مسلمين بلاد ختن و كاشغر و غيره تحميل شده بود بر طرف كرد . كوچلك بدون آنكه در مقابل مغول مقاومتى به خرج دهد از كاشغر به طرف بدخشان گريخت و در آن حدود بقتل رسيد و اتباع چنگيز بضرب شمشير هركجا از طايفهء نايمان كسى را يافتند هلاك كردند و دولت قوم نايمان به اين طريق در سال 615 منقرض گرديد . انقراض دولت نايمان و دفع فتنهء كوچلك به آن آسانى در مزاج سلطان محمد خوارزمشاه تأثيرات عميق كرد زيرا كه چند سال قبل از اين واقعه پادشاه عظيم الشأنى مثل خوارزمشاه از مقابله با او احتراز كرد و اهالى بلاد سرحدى را به تخليه و خرابى شهرهاى خود امر داد ، در صورتى كه يكى از سرداران چنگيز او را به اين سهولت از ميان برداشت . دفع كوچلك و آزادى بخشيدن بمسلمين از طرف اتباع چنگيز در ميان مسلمانان كاشغر و ختن بقدرى موجب مسرت و شادى گرديد كه ايشان مغول را رحمت الهى دانسته قدوم ايشان را استقبال كردند . اين امر نيز بر سلطان محمد خوارزمشاه كه خود را حامى مسلمين مىدانست گران آمد زيرا كه با اين پيشامد ديگر نمىتوانست مغول را دشمن اسلام جلوه دهد و مسلمين را چنان كه بايد بجهاد با او برانگيزد .