عباس اقبال آشتيانى
11
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
مسلط آمدند و آن ناحيه را كه از زمان امراى سامانى در دست اولاد ايلك خان يعنى آل افراسياب بود تحت اطاعت خود آوردند ولى آن سلسله را كه ترك و مسلمان بودند منقرض نكردند و به همان گرفتن خراج قناعت نمودند . آخرين اين ملوك خانيه نصرة الدين عثمان خان بن ابراهيم سابق الذكر است كه در سمرقند اقامت و لقب سلطان السلاطين داشته و از 600 تا 609 حكومت مىكرده است . قراختائيان به پادشاهان خود لقب گور خان كه گويا معنى خان خانان را دارد مىدادند و يكى از اين پادشاهان كه معاصر اتسز خوارزمشاه ( 535 - 551 ) بود پس از استيلاء بر ماوراءالنهر با ممالك خوارزمشاهيان همسايه شد و اتسز براى آنكه راه او را سدّ كند قبول كرد هر سال 000 ، 30 دينار زر به او باج دهد و گور خان متعرض خاك او نشود و اين رسم برقرار بود تا زمان سلطان محمد خوارزمشاه . اين پادشاه كه آنهمه ممالك را مسخر كرده بود و خود را از هيچكس كمتر نمىدانست پرداخت خراج را به پادشاهى مشرك وهنى عظيم پنداشت به همين جهت دو سه سال در اداى آن تعويق كرد و بين او و گور خان بر سر اين مسئله كدورت حاصل شد بخصوص كه از مردم بلاد مختلفهء ماوراءالنهر و بخارا كه سالها بود در زير حكم عمال قراختائيان سر مىكردند مراسلات متعدد به خوارزمشاه مىرسيد و ايشان او را باستخلاص آن نواحى تشويق مىكردند ، سلطان محمد در سال 607 عازم گرفتن بخارا و سمرقند گرديد و سه بار با گور خان جنگ كرد ، بار اول بخارا را گرفت و او را اسكندر ثانى و سنجر لقب دادند . بار ديگر نزديك بود در ميان لشكريان قراختائيان گرفتار شود ولى بهسلامت گريخت . دفعهء سوم عثمان خان صاحب سمرقند و كوچلك خان پادشاه قوم نايمان كه هردو سابقا تبعيت گور خان را پذيرفته بودند با خوارزمشاه ساختند مخصوصا كوچلك خان كه از طرف مشرق همسايهء ممالك قراختائى بود بسلطان محمد خفية پيغام داد كه او از جانب مشرق و خوارزمشاه از سمت مغرب ممالك گور خان را طرف تعرض قرار دهند و او را مستأصل كرده متصرفاتش را بين خود تقسيم نمايند چنان كه بالاخره هم خوارزمشاه در 607 به كمك كوچلك سلسلهء قراختائيان را از ماوراءالنهر برانداخت و گور خان بدست كوچلك اسير گرديد و بعد از دو سال مرد . خوارزمشاه بعد از آنكه حدود ممالك خود را از طرف شمال شرقى و مشرق