عباس اقبال آشتيانى

417

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

امير پيرحسين در سال 742 حكومت اصفهان را در عهدهء شيخ ابو اسحاق اينجو گذاشت و او را مورد عنايت خاص خود قرار داد ولى شيخ ابو اسحاق كه برادرش بدست پيرحسين كشته شده بود و حكومت فارس را نيز حق خاندان خويش مىدانست باطنا از امير پيرحسين دلى خوش نداشت بلكه در استيصال او مىكوشيد بهين جهت چنان كه سابقا هم گفتيم موقعى كه ملك اشرف برادر شيخ حسن كوچك چوپانى بتسخير عراق آمد خدمت او را علىرغم امير پيرحسين كه پسر عم ملك اشرف بود اختيار نمود و چون پيرحسين به جلوگيرى ايشان از شيراز حركت نمود مغلوب شده به سلطانيه گريخت و در آنجا بدست شيخ حسن كوچك پسر عم خويش مسموم شد . ملك اشرف و شيخ ابو اسحاق به طرف شيراز حركت كردند ولى شيخ ابو اسحاق چنان كه سابقا گذشت بتدبير مردم شهر را بر ملك اشرف شورانده خود به آسانى در سال 742 بر كرسى حكومت پدر و جد خود استيلا يافت و ملك اشرف به طرف يزد گريخت . ملك اشرف در ضمن فرار بلاد سر راه را بباد غارت گرفت از آن جمله بعضى از آباديهاى يزد را غارت كرده به نائين رسيد ولى از كسان امير مبارز الدين شكست يافته بتبريز رفت و در آنجا به قصد پس گرفتن شيراز سپاهيانى جمع كرده با عم خود ياغىباستى در 743 بفارس آمد و از امير مبارز الدين نيز كمك طلبيد ، اما مبارز الدين به او اطمينان نكرد فقط داماد خود را با سه هزار سوار به طرف فارس روانه نمود و ملك اشرف و ياغىباستى قبل از آنكه با لشكريان شيخ ابو اسحاق دست و پنجهء كامل نرم كنند به علت رسيدن خبر قتل شيخ حسن چوپانى خيال تسخير شيراز را رها كرده بتبريز برگشتند و فارس همچنان در دست شيخ ابو اسحاق باقى ماند . شيخ ابو اسحاق اينجو بعد از آنكه خيالش از طرف فارس آسوده گشت تصميم بفتح كرمان گرفت و چون اصفهان و هرموز نيز اطاعت او را گردن نهاده و خطبه و سكه را بنام او مزين ساخته بودند امير اينجو كرمان را هم كه در جزء جمع پدرانش بود جهت خويش ادعا كرد و لشكر فراوان به اين سرزمين كشيده بسيرجان آمد اما بتسخير قلعهء آنجا توفيق نيافت ناچار آنجا را رها كرده تا پانزده فرسخى شهر كرمان پيش رفت ولى همين‌كه شنيد كه امير مبارز الدّين با لشكريانى مستعد به جلوگيرى او مىآيد به مصلحت ديد بعضى از ياران خود بشيراز برگشت .