عباس اقبال آشتيانى
383
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
ولى غزان از عياشى و بىخبرى و ظلم عمال نظام الدّين محمود استفاده كرده در سال 600 بر او شوريدند و نظام الدّين محمود برادر خود سيف الدّين محمد را به شبانكاره پيش قطب الدّين مبارز فرستاد و از او كمك خواست ولى چون قطب الدّين گرفتار كشمكش با اتابك سعد بود نتوانست بمدد برادران بيايد و غزان و مردم كرمان اجتماع كرده نظام الدّين محمود را دستگير ساختند ولى از ترس قطب الدّين مبارز جرأت اقدام بكشتن او نكردند بلكه او را در چاهى بحبس انداختند و پسر ملك دينار را بنام عجمشاه بر خود پادشاه قرار دادند . اتابك سعد بن زنگى ( 599 - 623 ) - سعد بن زنگى بالاخره در سال 599 بر اتابك طغرل غلبه يافت و طغرل را دستگير كرد و خود اتابك فارس گرديد ولى در قدم اول با حريفى پرزور مثل قطب الدّين مبارز شبانكارهاى مواجه گرديد و چون مردم كرمان و طايفهء غز را بر او عاصى و اوضاع آن ولايت را مغشوش ديد رسولى بكرمان فرستاد و از عجمشاه مطالبهء نظام الدّين محمود را كرد . عجمشاه او را بشيراز روانه داشت و اتابك سعد كرمان را در ضبط خود آورده دست ملوك شبانكاره را از آنجا كوتاه نموده نظام الدّين محمود را پيش خود نگاه داشت و با او وصلت كرد . در سال 600 اتابك سعد به طرف اصفهان حركت نمود . قطب الدّين مبارز غيبت او را مغتنم شمرده بكرمان لشكر كشيد ولى نتوانست قلاع سر راه را بگيرد و يك سال در اين كار صرف نموده بىنتيجه به شبانكاره برگشت و لشكر اتابك سعد بار ديگر در سال 602 كرمان را تحت اطاعت سلغوريان درآوردند . دستاندازى اتابك سعد بملك عراق و هواى تسخير اصفهان و همدان باعث تحريك غضب اتابكان آذربايجان گرديد كه در آن ايام بر آن نواحى تسلط داشتند تا آنجا كه همان سال اتابك اوزبك بن جهانپهلوان بشيراز لشكر كشيد و در آن شهر قتل و غارت بسيار كرد و دو سال بعد سلطان غياث الدّين پسر سلطان محمد خوارزمشاه كه از جانب پدر حكمران عراق بود بشيراز تاخت و از آنجا بخوزستان رفت و اتابك چون قدرت مقاومت نداشت بمقابله اقدام نكرد و پس از رفتن غياث الدّين باز فارس را تحت امر خود داخل نمود . در سال 607 حكمرانى كه اتابك سعد بكرمان فرستاده بود بر او شوريد و اوضاع