عباس اقبال آشتيانى

380

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

مىكردند و همه‌وقت از فرماندهان مقتدر ايران يعنى ابتدا از خوارزمشاهيان سپس از مغول و ايلخانان اطاعت داشتند و همين امر يعنى پذيرفتن فرمان سلاطين بزرگ و پرداختن خراج به آنان فارس را مدت قريب بيك قرن از لشكركشى و بالنتيجه از خرابى حفظ نمود و اتابكان فارس اگرچه هيچ‌وقت قدرت سلطنتى مهمى بهم نرساندند ولى در تاريخ ادبيات ما نامى نيكو از ايشان باقى است و استاد سخن فارسى و شيرين‌زبان‌ترين شعراى ايران يعنى سعدى مداح ايشان است و غير از سعدى شعرا و فضلاى ديگرى نيز در دستگاه آل سلغور بوده‌اند كه بعدها بذكر ايشان خواهيم پرداخت . اتابك سنغر ( 543 - 558 ) - بعد از آنكه بوزابه در سال 541 بقتل رسيد حكومت فارس به ملك شاه بن محمود بن محمد سلجوقى واگذار شد . در عهد حكومت ملكشاه تركمانانى كه در زير فرمان سلاجقه بودند چون خرابى كار اين سلسله را مشاهده كردند سر بعصيان برداشتند چنان كه يك عده از اين طايفه بسركردگى سنغر بن مودود در حوالى كوه‌گيلويه بر ملكشاه قيام نمودند . در سال 543 سنغر بر لشكريان ملكشاه غلبه كرد و شيراز را گرفت و با اختيار لقب مظفر الدين خود را اتابك فارس خواند و سلسلهء سلغورى را تشكيل داد . مقارن استيلاى اتابكان سلغورى بر فارس سلسلهء ديگرى در قسمت شرقى اين ايالت يعنى در ناحيهء سرحدى بين فارس و كرمان و خليج شامل بلاد دارابگرد و نيريز و ايگ ( ايج ) و فرك ( پرگ ) و طارم و اصطهبانات قدرت بهم رسانده و اين ولايات را كه در آن ايام شبانكاره مىگفتند تحت تصرف خود آورده بودند . ملوك اين قسمت كه بملوك شبانكاره يا امراى ايگ معروفند يك طبقه از ايرانيان قديم بودند كه نسبت خود را به اردشير بابكان مىرساندند و اجداد ايشان قبل از تسخير فارس بدست مسلمين مقام اسپهبدى فارس را داشتند . چون دولت ساسانى منقرض گرديد فرزندان اين اسپهبدان باصفهان افتادند و از ترس عرب تا مدتى نسب خود را مخفى مىكردند . در اواخر دولت ديالمه شوكت و اعتبار اين طايفه رو به افزونى گذاشت به‌طورىكه در جنگ‌هاى بين عز الدولة بختيار ( 356 - 367 ) و مخالفين او به او مساعدتها كردند و در عهد عز الملوك ابو كاليجار مرزبان ( 415 - 440 ) در تصرف بعضى اراضى