عباس اقبال آشتيانى

367

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

ادبيات ما نامى بخير از خود باقى گذاشته‌اند . اول كسى از اين خاندان كه از او نامى در تاريخ برده مىشود تاج الدين عثمان مرغينى است كه با برادرش عز الدين عمر مرغينى از بنى اعمام سلطان غياث الدّين محمد بن سام غورى ( 558 - 599 ) بوده‌اند و عز الدّين عمر سمت وزارت اين سلطان را داشت . نسبت تاج الدّين عثمان و عز الدّين عمر را مورخين و شعراى مخصوص اين خاندان بسلطان سنجر سلجوقى رسانده‌اند « 1 » ولى صحت اين نسبت درست معلوم نيست . عز الدين عمر بتدريج در دستگاه سلطان غياث الدّين محمود غورى ترقى يافت و به حكومت هرات نامزد شد و او برادر خود تاج الدّين عثمان را به كوتوالى قلعهء خيسار از قلاع سرحدّى بين هرات و غور منصوب كرد و تاج الدّين تا آخر عمر به اين سمت باقى بود و چون مرد كوتوالى قلعهء خيسار و حكومت بعضى از بلاد غور از طرف سلطان غياث الدّين به پسر تاج الدّين كه ملك ركن الدين نام داشت واگذار شد و اين ملك ركن الدّين بواسطهء ازدواج با دختر غياث الدين اعتبارى مخصوص بهم رساند و او دخترزادهء خويش شمس الدين محمد كرت را وليعهد خود قرار داد و اين شمس الدّين محمد در حقيقت سرسلسلهء آل كرت « 2 » بشمار مىرود . حكومت ملك ركن الدّين بر خيسار و قسمتى از غور مصادف شد با هجوم تاتار و استيلاى لشكريان چنگيزى بر خراسان . ركن الدّين صلاح خود را در اطاعت از آن خان قهار ديد و ايلچيان چنگيزى را محترم داشت . چنگيز خان يرليغى در واگذارى حكومت خيسار و غور و بلاد تابعهء آن بنام ملك ركن الدّين صادر نمود و ركن الدّين

--> ( 1 ) - ربيعى يوشنگى شاعر مخصوص آل كرت در مدح ملك فخر الدين مىگويد : قاعدهء دودهء سنجر توئى * واسطهء ملك سكندر توئى دودهء سنجر ز تو خواهد نويد * ملك سكندر به تو دارد اميد و صدرالشريعهء بخارائى ( متوفى سال 747 ) در مدح ملك معز الدين حسين گفته : ابو الفتح سلطان السّلاطين كلّهم * به نال فخرا آل كرت بن سنجر ( 2 ) - معنى و تلفظ صحيح كلمهء كرت كه گويا نام و لقب ابو بكر پدر شمس الدين محمد است درست معلوم نشد هم آن را بفتح كاف ضبط كرده‌اند هم بضم آن و بفتح مشهورتر است و از اين قطعه كه وجيه الدين نسفى در تاريخ فوت شمس الدين محمد گفته جماعتى مضموم بودن كاف كرت را ترجيح داده‌اند و آن قطعه اين است : به سال ششصد و هفتاد و شش مه شعبان * قضا ز مصحف دوران چو بنگريست بفال بنام صفدر ايرانيان محمد كرت * برآمد آيت : « و الشّمس كوّرت » در حال