عباس اقبال آشتيانى
358
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
پس از رسيدن اردوى ساتى بيك از ارّان بآذربايجان جمعى از قوم اويرات قراجرى يعنى تيمور تاش ساختگى را دستگير كرده پيش ساتى بيك فرستادند و او بفرمان خاتون بقتل رسيد . امير شيخ حسن چوپانى براى درهم پاشيدن اساس اردوى طغاتيمور و شيخ حسن بزرگ بفكر حيله افتاد و به ظاهر طلب صلح كرد ، طغاتيمور هم سوابق دوستى پدر خود را با امير چوپان به ياد او آورده از دو طرف قرار مصالحه داده شد و شيخ حسن كوچك به طغاتيمور پيغام داد كه اگر او در دفع شيخ حسن بزرگ مساعدت نمايد ساتى بيك به عقد او درخواهد آمد و عموم چوپانيان خدمت او را كمر خواهند بست . طغاتيمور سادهلوح اين پيشنهاد مزورانهء شيخ حسن كوچك را پذيرفت و وثيقهنامهاى به خط خود در اين باب نوشته پيش شيخ حسن چوپانى فرستاد . شيخ حسن كوچك آن نوشته را پيش شيخ حسن بزرگ فرستاد و خيالات طغاتيمور را به اطلاع او رساند . امير ايلكانى از اين بابت در حيرت شد و طغاتيمور را از قضيه آگاه ساخت . طغاتيمور از خجالت سربزير افكنده بخراسان برگشت و شيخ حسن ايلكانى نيز به خدمت ساتى بيك آمده دست خاتون را بوسيد و پس از عذرخواهى با اردو به اوجان آمد . سلطنت شاه جهان تيمور خان ( ذىالحجهء 739 - ذىالحجهء 740 ) - پس از رسيدن اردو به اوجان امير شيخ حسن كوچك دستگاه ساتى بيك را غارت كرده به اين بهانه كه ايلخانى از زنى ساخته نيست يكى از نبيرهزادگان يشموت پسر هولاگو را كه سليمان خان نام داشت به ايلخانى منصوب نمود و ساتى بيك را به زور به زوجيّت به او داد . شيخ حسن بزرگ چون اين خبر را شنيد او نيز پسر آلافرنگ بن گيخاتو يعنى عز الدين را با لقب شاه جهان تيمور خان به ايلخانى برداشت و خواجه شمس الدّين زكريا را نيز وزارت او داد و بعراق عرب آمده بغداد و ديار بكر و خوزستان را تحت استيلاى خويش آورد . دو حريف قوى يعنى دو شيخ حسن با دو ايلخان جديد در چهارشنبهء آخر ذىالحجهء 740 در نواحى نهر جغاتو در مراغه روبرو شدند و شكست بر اردوى شيخ حسن بزرگ و شاه جهان تيمور روى كرد . شيخ حسن ايلكانى مغلوب ببغداد