عباس اقبال آشتيانى

359

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

برگشت و شاه جهان تيمور را معزول نموده خود مستقل شد و اساس سلسلهء امراى ايلكانى يا جلاير را در اين سال ريخت . سلطنت سليمان خان ( اوايل 741 تا 745 ) - شيخ حسن چوپانى پس از نصب سليمان خان آذربايجان و ارّان و گرجستان و عراق عجم را تحت اختيار خود درآورد و در اين نواحى ببسط اقتدار مشغول شد . اما شيخ حسن بزرگ كه از فكر انتقام از حريف همنام خود بيرون نمىرفت در سال 740 رسولى پيش الملك الناصر بمصر فرستاد و از او درخواست كرد كه قشونى به همراهى يكى از پسران خود به كمك شيخ حسن بزرگ بفرستد . الملك الناصر در جواب پيغام فرستاد كه چون پسران او خردسالند خود او حاضر است كه بعراق عرب بيايد به شرط آنكه شيخ حسن بزرگ و حاجى طغاى و امير حافظ برادر امير على پادشاه قبلا تبعيت از سلطان مصر را قبول كنند . شيخ حسن و امير حاجى طغاى اين پيشنهاد را پذيرفتند و بنام سلطان خطبه خواندند و سكه زدند و مقدارى از آن سكه‌ها را همراه رسول سلطان بقاهره فرستادند و الملك الناصر مصمّم حركت به طرف عراق عرب گرديد . خبر اتحاد حاجى طغاى و شيخ حسن بزرگ شيخ حسن كوچك را متغيّر كرد و براى سركوبى اين جماعت از آذربايجان بديار بكر لشكر كشيد و حاجى طغاى را مغلوب نمود و چون بالملك الناصر خبر دادند كه شيخ حسن بزرگ با حريف خود صلح نموده از لشكركشى خوددارى كرد و امير شيخ حسن چوپانى در عقب حاجى طغاى به طرف ولايت موش عزيمت نمود . حاجى طغاى را در آن حدود امير ابراهيم برادر امير على پادشاه به سال 743 يا 744 كشت . شيخ حسن كوچك ولايت موش را بباد غارت داد و در ماردين امير آن باستقبال او آمده مورد نوازش امير چوپانى و سليمان خان قرار گرفت و از آنجا اردوى مهاجرين به طرف عراق سرازير شدند تا شيخ حسن بزرگ را مغلوب سازند . شيخ حسن ايلكانى امير على جعفر و يكى ديگر از سرداران خود را به جلوى اردوى شيخ حسن كوچك فرستاد و ايشان چوپانيان را منهزم كردند و شيخ حسن كوچك از ديار بكر متوجه بلاد روم گرديد . در ارزنةالروم محراب و منبرى را كه