عباس اقبال آشتيانى

351

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

زنجان دستگير كرده به حكم على پادشاه به كسان محمود شاه اينجو دادند و ايشان او را در سوم شوال همان سال بانتقام قتل محمود شاه كشتند . خواجه غياث الدّين محمد رشيدى از وزرايى است كه مانند پدر نام نيكى از خود در تاريخ ايران به يادگار گذاشته چه علاوه بر كفايت و كاردانى و شمشيرزنى از منشيان بليغ و از فضلاى عصر خود بوده ، اهل ادب و معرفت را بزرگ مىداشته و برجاى خويش مىنشانده و صلات گران مىداده است و جمعى از بزرگان علم و ادب بنام او كتابها ساخته و منظومه‌ها پرداخته‌اند و مشاهير اين جماعت بقرار ذيلند : حمد الله مستوفى قزوينى كه كتاب تاريخ گزيده را در سال 730 بنام او تأليف كرده ، خواجه سلمان ساوجى كه در چند قصيده او را ستوده ، قاضى عضد الدين ايجى از متكلمين بزرگ كه سه كتاب متن مواقف و فوائد غياثيه و شرح مختصر ابن حاجب را بنام خواجه انشاء نموده ، قطب الدين بويهى رازى كه دو كتاب شرح مطالع و شرح شمسيه را بنام آن وزير ساخته ، اوحدى مراغه‌اى كه كتاب جام جم را باسم خواجه منظوم كرده و خواجوى كرمانى كه منظومهء هماى و همايون را تقديم خواجه نموده است و يك عدّه ديگر . بعد از قتل خواجه غياث الدّين دشمنان خواجه و اراذل تبريز دست به غارت منازل خواجه و اتباع و ملازمان او گشودند و ربع رشيدى را بار ديگر بباد چپاول دادند و كتب خطى نفيس و مال و متاع گرانبهاى بسيار در آن واقعه به تاراج رفت . حمد اللّه مستوفى از خواجه غياث الدين به اين عبارات سخن ميراند : « وزير نيكونام در ضبط كار جهان همچون پدر بزرگوار مساعى جميله بتقديم رسانيد و با آنك عفو هنگام قدرت غايت كمال انسانيت است و از بزرگان ما تقدم هركس اين طريق سپرده‌اند بحسن سيرت و علو مرتبت و نام باقى يافته‌اند اين وزير فرشته سرشت از غايت يقين بر آن مزيد فرمود و هركه در حق خاندان مبارك ايشان بديهائى كه تقرير آن موجب تنفر خاطر مستمعان باشد كرده بود بخلاف آنكه به مكافات مشغول شود رقم عفو بر جرائد جرائم همگنان كشيد و آن بديها به نيكى مقابله فرمود و در حق هريك از ايشان از يمن اين دولت نسخهء كرد بانواع اكرام ايشان را بمراتب عظيم رسانيد و مقلد اشغال خطير گردانيد و اكنون آنچه هريك تمنى مىكردند براى العين مشاهده مىكنند و روزگار به زبان حال مىگويد : چنين كنند بزرگان چو كرد بايد كرد . ( تاريخ گزيده ص 611 ) « در باب وفور جود و سخا و تربيت و رعايت علماء ، ثقات روات ، حكايات از آن وزير فضيلت سمات نقل نموده‌اند از جمله يكى آنكه در آن اوقات كه پادشاه سرافراز امير شيخ ابو اسحاق در شيراز بر مسند فرمان‌دهى نشست روزى قدوة المحققين قاضى عضد الدين بمجلس شريفش رسيد و در