عباس اقبال آشتيانى

337

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

چون امير چوپان از قتل پسر اطلاع يافت نامه‌اى به ابو سعيد فرستاد مشعر بر آنكه اگر پسر من راه عصيان و نافرمانى رفته بود به سزاى خود رسيد ، بنده همچنان بر سر صدق و خدمتگزارى باقيست ولى امرا ابو سعيد را از خيال كينه‌كشى و اقتدار امير چوپان ترساندند و ابو سعيد از بيم امير چوپان را به عجله به پايتخت احضار كرد و از طرفى ديگر به امراى همراه او محرمانه دستور داد كه چوپان را دستگير كنند اما امراى مزبور كه با امير چوپان پيمان وفادارى داشتند زير اين‌بار نرفتند و امير را از كيفيت واقعه مستحضر ساختند . امير چوپان با پسر خود امير حسن و امراى ديگر مشورت كرد . امير حسن گفت كه خراسان در دست ماست و عوايد فارس و كرمان نيز بما مىرسد . تيمور تاش روم را در تصرف دارد و امير محمود برادر ديگر ما گرجستان را . صلاح در اين است كه از اولوس جغتاى يارى بطلبيم و انتقام خود را از ابو سعيد بكشيم . امير چوپان اين رأى را نپسنديد و به دليرى خود مغرور شده گفت كسى كه در عراق با من تاب مقاومت داشته باشد نيست . به پايتخت مىروم و خود كار را يكسره مىكنم . سپس بقتل صائن وزير كه او را مايهء اين فساد مىدانست امر داد و خود با هفت تومان لشكر كه همراه داشت به قصد عراق حركت كرد . ابو سعيد كه از هيبت چوپانيان بر خود مىلرزيد فرمانهاى چند در دفع پسران امير چوپان و قلع مادهء ايشان صادر نمود و خود نيز از سلطانيه با لشكرى بيرون آمده بقزوين نزول كرد و امراى سرحدّى نيز هر كدام با قشونى بمدد او حركت نمودند . امير چوپان در مشهد طوس امراى خويش را به وفادارى نسبت به خود قسم داد و با ايشان بسمنان آمد و در آن شهر به زيارت عارف معروف شيخ ركن الدين علاءالدولهء سمنانى رفت و در مجلس او بار ديگر پيمان خود را با امراى همراه تجديد نمود و از علاء الدّولة التماس كرد كه ابو سعيد را ملاقات كند و آتش غضب او را به آب نصيحت فرونشاند و مراتب وفادارى امير را بعرض او برساند و از او بخواهد كه محركين قتل دمشق خواجه را بامير چوپان بسپارد تا بوسيلهء سياست ايشان اين فتنه خاموش شود . علاء الدّولة التماس امير چوپان را پذيرفت و نزد ابو سعيد رفت و سعى بسيار كرد كه ميان سلطان و امير الامراء را التيام دهد ليكن ابو سعيد با اينكه علاء الدّولة را باحترام پذيرفت مسئول او را اجابت ننمود و امراى همراه چوپان نيز عهدشكنى كرده باردوى ايلخانى پيوستند و امير چوپان