عباس اقبال آشتيانى

338

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

پس از مرخص كردن ساتى بيك زوجهء خود از راه بيابان فرار نمود و از طريق طبس خود - را به كنار مرغاب رساند . ابتدا خيال داشت به ماوراءالنهر و تركستان رود ولى از رفتن به‌آنجا پشيمان شده به خيال پناهندگى بملوك بىوفاى كرت پيش غياث الدين رفت . غياث الدين ابتدا مقدم او را گرامى داشت ولى چون در همان ايام از طرف ابو سعيد امرى داير بر قتل امير چوپان به او رسيد آن امير نامى را با پسر خردسالش جلاو خان كه از خواهر اول ابو سعيد بود دستگير كرد و مصمم قتل ايشان شد . امير چوپان پس از ملامت غياث الدّين چون قتل خود را مسلم ديد از او سه خواهش كرد . اول آنكه سر او را از تن جدا نكند و اگر خواهد كه از كشته شدن او نشانى باردوى ايلخان فرستد يك انگشت او را كه دو سر داشت قطع كرده روانه نمايد دوم آنكه پسر او جلاو خان را نكشد و او را به خدمت ابو سعيد فرستد تا شايد بر جوانى او رحم آورد و او را بقتل نرساند ، سوم آنكه نعش او را به مدينهء طيبه بفرستد . ملك غياث الدّين اين تقاضاها را پذيرفت و امير چوپان را كشته انگشت او را بنشانى پيش ابو سعيد فرستاد و آن نشانى را كه در محرم سال 728 باردوى سلطان كه در قراباغ بود رسيد بامر ايلخانى در سر اردو بازار آويختند . در مدّت پريشانى احوال امير چوپان و پسران او سلطان ابو سعيد عشق خود را ببغداد خاتون فراموش نكرد بلكه قاضىالقضات را پيش امير شيخ حسن جلاير فرستاد و او را بطلاق گفتن بغداد خاتون مجبور كرد و پس از انقضاى مدّت شرعى آن خاتون را به ازدواج خود درآورد و به آرزوى ديرينه رسيد و بغداد خاتون بلقب خداوندگار ملقب گرديد . ملك غياث الدّين پس از انجام شغل ننگينى كه آن را خدمت بسلطان مىشمرد در زمستان سال 728 بعزم اردوى ايلخانى حركت نمود و چون به رى رسيد شنيد كه بغداد خاتون به عقد ابو سعيد درآمده و در مزاج سلطان نفوذ كلى دارد . از ترس بهرات كسى فرستاد جلاو خان را كه در خراسان بود بقتل رساندند و خود بقراباغ رفت و تصور مىكرد ابو سعيد او را پاداشى نيكو خواهد داد و او را چنان كه وعده كرده بود به همخوابگى با يكى از شاهزاده خانمهاى خاندان ايلخانى و تصرف املاك اتابكان فارس نايل خواهد ساخت . ليكن بغداد خاتون ابو سعيد را بتوقيف او واداشت و امر شد كه جسد امير چوپان و جلاو خان را باحترام از خراسان بياورند و بغداد خاتون پس از ورود آنها اجساد را بار