عباس اقبال آشتيانى

330

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

دعوت نمودند گفت كه از موقع قتل خواجه رشيد امور ديوانى رو به خرابى و سستى گذاشته و هيچيك از جانشينان خواجهء شهيد لياقت ادارهء مهام كشورى را نداشته‌اند بالاخره سلطان براى تلافى ظلمى كه در حق خواجه رشيد رفته بود پسرش خواجه غياث الدّين محمد را به شرحى كه خواهيم ديد به وزارت خود برگزيد . انقلابات اوايل سلطنت ابو سعيد - سلطان ابو سعيد خان در به دو سلطنت گرفتار مشكلات سخت شد چه دشمنان خارجى سلسلهء ايلخانى كه بر اثر سياست غازان و اولجايتو و قدرت سرداران ايشان سر جاى خود نشانده شده بودند جوانى و تازه‌كارى ابو سعيد را غنيمت شمرده در صدد هجوم بممالك او و تلافى گذشته برآمدند و اين تاخت‌وتازها در اول كار اگر رشادت ابو سعيد و كفايت سرداران آزمودهء او نبود بساط دولت او را برمىچيد . شاهزادهء يسور از اولوس جغتاى كه در عهد اولجايتو از جيحون گذشته و بحدود بادغيس هرات آمده و از طرف ايلخان ماضى به گرفتن اراضى چند نايل آمده بود پس از فوت اولجايتو در صدد طغيان برآمد و حكومت و سردارى خراسان را در اين تاريخ امير يساول از امراى ابو سعيد داشت و او كه مردى ظالم بود و از مردم خراسان و هرات پول بسيار بجور و شكنجه گرفته و در اواخر سال 716 تاب مقاومت در مقابل ياران شاهزادهء يسور نياورده بود بعراق گريخت و در بين راه در محرم 717 بقتل رسيد و يسور بر خراسان استيلا يافته عازم هجوم بمازندران گرديد . رسيدن خبر قتل امير يساول و حركت لشكريان يسور به طرف مازندران ابو سعيد را متوحش كرد و او به زودى امير ايسن قتلغ را روانهء خراسان نمود . ايسن قتلغ از ساده‌لوحى به استمالت ياران يسور پرداخت و يسور خود را مطيع ابو سعيد قلم داد و ايسن قتلغ به همين گرفتن اطاعت ظاهرى قانع شده به سلطانيه برگشت و از آنجا به حكم ابو سعيد مأمور اران شد ولى در راه ناگهانى فوت كرد . بعد از مراجعت ايسن قتلغ از خراسان شاهزادهء يسور بمطيع ساختن خراسان و سيستان و هرات مشغول شد ولى در هرات تير او به سنگ خورد چه ملك غياث الدّين كرت زير بار او نرفت بلكه بر خلاف با او درشتى كرد و خيالات سوء او را به اطلاع امراى ابو سعيد كه در طوس بودند رساند .