عباس اقبال آشتيانى

331

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

يسور در اواسط جمادى الاولى سال 718 از سيستان و هرات بخراسان برگشت و عازم يورش بمازندران گرديد ، ابتدا امراى ابو سعيد را در طوس مغلوب كرد سپس تا اواسط خاك مازندران پيش تاخت و خرابى و قتل و غارت بسيار كرد . پس از رسيدن خبر طغيان او به گوش ابو سعيد ، ايلخان امير حسين گوركان پسر آق‌بوقا جلاير از امراى نامى خود را مأمور دفع شاهزادهء يسور نمود خبر حركت امير حسين شاهزادهء جغتائى را متزلزل نموده به طرف طوس مجبور به بازگشت كرد و ملك غياث الدّين كرت هم از جانب هرات ياران او را در ميان گرفت بالاخره يسور از خراسان گريخت و بالاخره در بين لشكريان امير حسين و كپك خان كه با او از يك خاندان بود و دشمنى ديرينه داشتند گير كرده بقتل رسيد و خراسان آرام شد . در موقعى كه مغولان جغتائى در خراسان طغيان كرده و به طرف مازندران جلو آمده بودند چون عدد ايشان را زياد جلوه داده بودند امير چوپان نيز عازم بود كه به كمك امير حسين بخراسان حركت كند و به اين خيال از قراباغ ببيلقان آمد ولى در اين اثنا خبر رسيد كه پادشاه دشت قبچاق اوزبك خان از طرف دربند با لشكرى فراوان عازم اران و آذربايجان شده و لشكريان سلطان مصر نيز بحدود ديار بكر حمله آورده‌اند . در شورائى كه بين سران سپاه ابو سعيد منعقد شد چنين مقرر گرديد كه امير ايرنجين بدفاع ديار بكر مأمور شود و امير حسين بدفع يسور بپردازد و ساير سرداران و ابو سعيد به جلوگيرى اوزبك خان قيام كنند و چون امير طرمطاز از جلوى پادشاه دشت قبچاق عقب نشسته و ابو سعيد نيز لشكرى قليل همراه خود داشت امير چوپان از حركت بخراسان منصرف شده به كمك ابو سعيد و دفع اوزبك خان شتافت اما قبل از رسيدن او سپاهيان اوزبك خان بدربند عقب نشستند و امير چوپان از آب كر ( كورا ) گذشته ايشان را تعقيب كرد و جماعتى از آن طايفه را به اسيرى گرفته مراجعت نمود و در مراجعت بعضى امرا و نوينان را كه در جنگ گريخته بودند بيرغو نشاند ، جمعى را از كار معزول كرد و عدّه‌اى را نيز سياست نمود و همين مسئله يكى از علل كينهء آن امرا و سران سپاهى نسبت بامير چوپان گرديد . بعد از ختم غائلهء اوزبك خان ابو سعيد به سلطانيه برگشت و امير چوپان پسر خود امير حسن را بر سر بنهء اردو گذاشته بعزم ييلاق عازم گرجستان گرديد . امرائى كه در