عباس اقبال آشتيانى

329

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سقوط از اسب حال جنون يافته بود امر داد كه استخوانهاى خواجه رشيد الدّين را از مسجدى كه در ربع رشيدى تبريز بود بيرون آوردند و در قبرستان يهود به خاك سپردند . امير ايسن قتلغ كه در خراسان بود سه روز بعد از قتل خواجه رشيد الدّين به اردو رسيد و از شنيدن خبر واقعه سخت متأسف شد . امرا را به سختى در اين حركت زشت مورد ملامت قرار داد و به ايشان بطريق عتاب گفت كه از قتل چنين مردى كه عمرش به پايان رسيده و خود در شرف رفتن بود چه فائده‌اى منظور بوده . بعد از قتل خواجه رشيد الدين از قضا عموم اشخاصى كه در توطئه بر ضدّ او شركت كرده بودند به استثناى تاج الدّين عليشاه يكى بعد از ديگرى همان سرنوشت را پيدا كردند و هيچ‌كدام حتى امير چوپان نيز جان به‌سلامت نبرد و همه بدست يكديگر يا بدست ابو سعيد بقتل رسيدند . اما تاج الدّين عليشاه كه از واقعهء قتل حريف پرزورى مثل خواجه رشيد الدّين از شادى در پوست نمىگنجيد به شكرانهء اين موفقيت هديه‌ها بخشيد و انعامها داد و از آن جمله در همان سال 718 دو حلقهء طلا كه هر كدام هزار مثقال وزن داشت بحرم كعبه فرستاد تا آنها را به ياد فتحى كه نصيب او شده بود در بيت اللّه بياويزند . عليشاه بعد از قتل خواجه رشيد مدّت شش سال به راحتى در وزارت ابو سعيد باقى ماند و روز به روز احترامش در چشم ايلخان رو به افزايش بود تا آنجا كه در موقع ناخوشى او ابو سعيد شخصا به خبرگيرى از حال او مىآمد و اطباى خاصهء خود را بتعهد حال او مىگماشت تا آنكه بالاخره در جمادى الاخرى 724 جان سپرد و جسدش را باحترام در تبريز به خاك سپردند . قتل خواجه رشيد الدّين و شش سال وزارت بالاستقلال عليشاه كه با وجود زيركى مردى عامى و عارى از فضل بود رشتهء امور ديوانى و سياست مملكت را از هم گسيخت و موقعى كه عليشاه مرد و پسران او بامر ابو سعيد به پاس احترام پدر به كمك هم به وزارت اختيار شدند اين بىنظمى و اختلال شدّت كرد و آن‌وقت بود كه ابو سعيد بر قتل خواجه رشيد سخت متأسف شد و دانست كه در قبول سعايتهاى امرا و عليشاه چه خبطى كرده و موقعى كه او را به اختيار خواجه غياث الدين محمد پسر خواجه رشيد به وزارت