عباس اقبال آشتيانى
323
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
زمستان را خانهنشين شد و چهار ماه تمام بديوان نيامد و در اين مدّت ابو سعيد پىدرپى قاصد و پيغام مىفرستاد و مطالبهء پول مىكرد و عليشاه در جواب مىگفت كه خزانه از وجه تهى و اموال ديوانى همه نزد خواجه رشيد الدّين است . اولجايتو امير چوپان را مأمور تحقيق حال كرد و اين امير به همراهى معاونين وزرا مأمورين وصول عوايد را تحت محاكمه آوردند و معلوم شد كه ايشان اموال ديوانى را حيف و ميل كرده و بپرداخت 300 تومان ( 000 ، 000 ، 30 دينار طلا ) محكومند . حكم محكوميت مأمورين فوق موجب وحشت عموم عمال ديوانى گرديد و ايشان به على شاه ملتجى شده به او گفتند كه اگر او فرمان نسخ آن را از اولجايتو نگيرد روزگار همگى تيره و جميع خيالات ايشان نقش بر آب خواهد شد . عليشاه شبانه به سراى اولجايتو رفت و بسلطان گفت كه مأمورين در تفريط مال گناهى ندارند بلكه آن اموال كلا بدست من جمع و به مصرف رسيده و بقدرى گريه و الحاح كرد كه اولجايتو حكم داد كه از تعقيب قضيه صرفنظر كنند و صبح بامير ايرنجين كه مأمور اين كار بود گفت كه عليشاه اين اموال را وصول كرده ولى بخاطر ندارد كه بچه مصارف رسانده و ميل من آنست كه از تعقيب او و كسانش خوددارى شود . ايرنجين در باطن برآشفت و به امير چوپان شكايت برد و از اينكه يك نفر ايرانى بدون جلب نظر قبلى امرا مستقيما با ايلخان داخل مذاكره مىشود اظهار كراهيت نمود و امير چوپان نيز متغيّر شد ولى عليشاه با رشوه و تقديم هدايا امير را ساكت نمود . اندكى بعد عليشاه به اولجايتو گفت كه رشيد الدّين تمارض كرده و در خانه نشسته و با اين حال از بذل هيچگونه سعى در برانداختن من كوتاهى ندارد و مىخواهد مرا هم مثل خواجه سعد الدّين از ميان بردارد اگر ايلخان اجازه مىفرمايد من او و فرزندانش را در مقام تقرير و بازپرس حساب بياورم و از ايشان بقاياى گذشته را مطالبه كنم ، اولجايتو رضا داد و عليشاه در پسران خواجه رشيد پيچيد و چون نتوانست تقصيرى بر ايشان ثابت كند خواجه را متهم كرد كه ربع عوايد اوقاف و اموال خزانه و مخارج شاهزاده خانمها را به تصرف شخصى مىگيرد و با اين نسبتها نظر اولجايتو را از خواجه برگرداند و خود در پيش چشم ايلخان معزز و محترم شد ولى خواجه