عباس اقبال آشتيانى
322
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
پيوسته بدفع غائلهء ايشان اشتغال داشت . در سال 715 يعنى يك سال قبل از فوت اولجايتو ، ابو سعيد براى مخارج لشكريان خود به پول احتياج پيدا كرد و براى تحصيل آن مكرر در مكرر به خزانه يعنى به خواجه تاج الدين عليشاه و خواجه رشيد الدين مراجعه نمود و اين دو وزير كه هريك نسبت بمقام ديگرى حسد مىبردند و مىخواستند مستقل باشند پرداخت پول را بعهدهء ديگرى محول مىكردند . خواجه رشيد الدين مىگفت كه امور معاملات در دست من نيست و امضاى من در ذيل هيچ حواله و براتى گذاشته نشده و به همين جهت مسئول وصول و ايصال پول ديگرى است . تاج الدين عليشاه مىگفت كه من جز لباس تن خود مالك چيزى ديگر نيستم و دينارى در كف ندارم و چون من و خواجه رشيد الدين باشتراك هم متعهد امور مملكتيم نمىدانم چرا تنها در اين كار به من رجوع مىكنند و از مراجعه بشريك من خوددارى دارند . رشيد الدين به بهانهء آنكه عليشاه طرف اعتماد كلى ايلخان است و حافظ تمغاى بزرگ است او را مسئول تهيهء وجه مىدانست به همين جهت عليشاه حاضر شد كه خواجه رشيد را در اين كار هم با خود شريك كند . رشيد زير بار نرفت و گفت چگونه مىتوانم با كسى مثل تو كه در موقع پرداخت پول اظهار عجز و فقر مىكنى قبول مسئوليت كنم در صورتى كه عمال تو اموال ديوانى را در ضبط خود گرفته و از آن راه ثروت بسيار اندوختهاند . اولجايتو بالاخره براى ختم نزاع بين دو وزير ممالك خود را به دو قسمت تقسيم كرد ، عراق عجم و خوزستان و ولايات لرنشين و فارس و كرمان را بعهدهء رشيد الدين و عراق عرب و ديار بكر و اران و بلاد روم را تحت ادارهء عليشاه گذاشت ولى عليشاه از سلطان تقاضا كرد كه ايشان را در ادارهء كل ممالك شريك گرداند و امضاى هر دوى ايشان در پاى احكام و فرمانها باشد . اولجايتو در سال 715 عليشاه و رشيد الدين را در كار وزارت شركت داد تا به اتفاق در تصرف اموال و نشان وزارت دخالت كنند چه تا اين تاريخ خواجه رشيد الدين چنان كه پيش هم گفتيم در تصرف اموال و مهر و نشان وزارت دخالتى نداشت و از اين تاريخ قرار شد كه هريك از دو وزير معاونى نيز در كارهاى وزارتى خود داشته باشند . بعد از رسميت يافتن اين ترتيب رشيد الدين به علت مرض نقرس تمام