عباس اقبال آشتيانى
321
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
در ششم رمضان آن سال قلعهء رحبة را كه اولين قلعهء سرحدّى خاك شام و در كنار فرات بود در محاصره گرفت و در اين لشكركشى قراسنقر و افرم نيز با او همراه بودند . افرم بمناسبت دوستى كه با بدر الدّين مدافع قلعهء رحبه داشت باولجايتو اطمينان داده بود كه بدر الدين را بتسليم آن قلعه وادارد ولى بدر الدين از اين كار امتناع ورزيد و اولجايتو مجبور شد كه بمدد منجنيقهاى سنگافكن و چرخهاى نفطانداز و زدن نقب قلعه را مسخر كند . مدافعين قلعه مقاومت رشيدانه كردند و لشكريان ايلخانى بتسخير قلعه قادر نيامدند و اولجايتو به علت تنگى آذوغه و سختى كار از ادامهء حصار انضجار يافت و بالاخره به وساطت خواجه رشيد الدين فضل اللّه و قاضى رحبه امر به صلح خاتمه پذيرفت و اولجايتو در 26 رمضان حصار رحبه را رها كرده به ايران برگشت و ديگر به خيال حملهء بشام نيفتاد . در همين سال پسر قونغرتاى در بلاد روم سر بعصيان برداشت و امير طرمطاز او را به سهولت دستگير كرده با چهار پسرش كشت و در سال 714 محمود بيك يكى از امراى محلى روم شورش كرد و شهر قونيه را گرفت . اولجايتو امير چوپان سپهسالار را با سه تومان لشكر به آن ديار فرستاد . امير چوپان به كمك پادشاه گرجستان محمود بيك و پسران معين الدين پروانه را كه طغيان كرده بودند مطيع ساخت و پس از يك سال اقامت در روم به امر اولجايتو به ايران برگشت . حكومت ابو سعيد بر خراسان ( 713 - 716 ) - اولجايتو بعد از مراجعت از شام يعنى در تاريخ 713 پسر خود ابو سعيد را كه به سال 704 تولد يافته و در اين تاريخ قريب نه سال داشت به حكومت خراسان نامزد نمود و امير سونج را به اتابكى او و بيگلربگى خراسان و عبد اللطيف پسر خواجه رشيد الدين را به وزارت او گماشت و جماعت ديگرى نيز از امرا را همراه او كرد . قبل از انتصاب ابو سعيد به حكومت خراسان مغولان اولوس جغتاى چند بار بخراسان هجوم آورده و امير يساول و امير على قوشجى را مغلوب كرده بودند . ورود ابو سعيد بخراسان نيز با هجوم ديگرى از طرف ايشان مصادف گرديد و امير يساول و امير على قوشجى كه تاب مقاومت در مقابل ايشان را نداشتند باردوى ابو سعيد پيوستند و ابو سعيد به شرحى كه بعد خواهيم ديد در مدت سه سال و كسرى حكومت خود در خراسان