عباس اقبال آشتيانى

310

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

ده سال به انجام رساند به‌طورىكه در سال 713 در محل قنغورآلانگ كه چمنى بيش نبود يكى از اعاظم بلاد اسلامى شرق ايجاد گرديد و ابنيهء بسيار از عمارات و مدارس و مساجد و حمامها و بازارها در آن انشاء شد و جمعيت فراوان از هر طبقه در شهر مزبور مجتمع آمدند . دورادور سلطانيه بامر اولجايتو باروئى مربع شكل ساختند كه طول آن سى هزار قدم مىشد و ضخامت ديوارهاى آن به اندازه‌اى بود كه چهار سوار پهلوى يكديگر مىتوانستند روى آن حركت كنند و در وسط آن اولجايتو قلعهء بزرگى ساخت كه از جهت عظمت به شهرى مىماند و در آن گنبدى جهت مقبرهء خود بنا كرد كه همان گنبد معروف شاه خدابنده است كه بعد از وفات سلطان را در آنجا به خاك سپردند و آن از مهم‌ترين ابنيه و از نمونه‌هاى عالى معمارى عهد مغول است و ما در فصل ديگر بشرح آن خواهيم پرداخت . اولجايتو در بناى سلطانيه همان راهى را كه غازان در ساختن شنب‌غازان تبريز پيش گرفته بود پيروى كرد يعنى بعد از ساختن شهر و گنبد در اطراف مقبرهء خود به بناى هفت مسجد امر داد و يكى از آنها را خود به خرج خويش از مرمر و چينى ساخت و ابنيهء بسيار ديگر نيز از دارالشفا و داروخانه و دار السياده و خانقاه در سلطانيه برپاشد و اولجايتو علاوه بر بناى قصرى جهت اقامت خويش مدرسهء بزرگى در آن شهر از روى گردهء مدرسهء مستنصريهء بغداد ايجاد نمود و از هر طرف مدرسين و علما و اهل بحث و درس را به‌آنجا خواند . در ساختن پايتخت جديد امرا و وزراى اولجايتو نيز هركدام به سهم خود شركت كردند از آن جمله خواجه رشيد الدين يك محلهء تمام از سلطانيه را كه بر هزار خانه مشتمل بود بانضمام مدرسه و دارالشفا و خانقاهى به خرج خود ساخت . « اولجايتو جهت مرقد خود گنبدى بسى عالى هشت منار بر سر آن ساخت و در حوالى آن ابواب خير از جامع و خانقاه و مدارس و دار السياده كه هرگز مثل آن در جهان كس نديده و نشنيده بفرمود و بسيارى از املاك نفيسه بر آنجا وقف كرد چنانچه حاصل آن در عهد دولت او به صد تومان مىرسيد و چون اين جمله بتعليم و ارشاد وزير عالم و عادل صاحب سعيد شهيد خواجه رشيد الدين طاب ثراه بود نيابت توليت به دو داد و در آنجا ده مدرس و بيست معبد و صد نفر از طلبهء علم و بيست صوفى و دوازده حافظ و هشت مؤذن و چهار معلم تعيين فرمود و جهت هر مدرس هزار و پانصد دينار مرسوم كرد و جهت هر معبد هفتصد و پنجاه دينار و از آن هر طالب علم و صوفى و حافظ و مؤذن و معلم