عباس اقبال آشتيانى

306

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بگيرند و مستمرا بر سر خدمت خود باشند بعلاوه شرط كرد كه در خانقاه هر صبح و شام فقرا و مساكين را غذا دهند و ماهى دو نوبت صوفيان گرد يكديگر فراهم آمده برقص و سماع مشغول شوند . عايدات اوقاف املاكى كه غازان وقف اين ابنيه و اماكن كرده بود در سال به صد تومان مغولى ( دو كرور ) مىرسيد و ديوان خاصه جهت وصول و ايصال اين عايدات ترتيب داده و ادارهء آن را بعهدهء دو نفر از امراى بزرگ خود يعنى قورتيمور و ترنغاى محول كرده بود . شروط وقف‌نامه از اين قرار بود : « آنكه هر جماعت از سادات و علما و حكماء كه افضل و اكمل عصر باشند در بقاع مذكوره صاحب‌منصب و موظف گردند و همواره متوطن بوده بىضرورت شرعى غيبت ننمايند ، ديگر آنكه هر جماعت بعد از فوت واقف هركس از امراء مغول و اشراف تازيك او را زيارت كند خدام مقبرهء منوره آن‌كس را به كوشك عادليه كه نزديك بقعهء مذكوره بود برده از حاصل موقوفات ضيافت نمايند ، ديگر آنكه هر سال در روزى كه واقف وفات يافته باشد آشى بزرگ ترتيب نموده علما و اعيان تبريز و مجاوران بقاع مذكوره و ارباب استحقاق را جمع گردانند تا ختم قرآن نمايند ، ديگر آنكه در ليالى جمعه در مسجد جامع و مدارس و خانقاه حلوا پخته به ساكنان آن بقاع دهند و همچنين در عيدين و ساير ايام و ليالى متبركه حلوا و اطعمهء لذيذ ترتيب نموده به مجاوران و مسافران بخش كنند و ديگر آنكه پنج نفر معلم و پنج نفر معبد تعيين فرمود كه در مكتب نشسته پيوسته صد نفر كودك يتيم را قرآن تعليم دهند و وجه معيشت معلم و متعلمان را از اوقاف و اصل گردانند و مقرر كرد كه هر كودكى كه قرآن تمام كند چه مبلغ بمعلم هديه دهند و چه مبلغ خرج ختان او نمايند و فرمود كه جهة مكتب‌خانه هر سال صد مجلد مصحف مجدد بخرند و پنج ضعيفه را جهت غمخوارى صبيان مواجب دهند ديگر آنكه هر سال دو هزار ثوب پوستين از پوست گوسفند خريده به مستحقان رسانند ، ديگر آنكه اطفالى را كه بعضى از ضعفا بر درهاى بقاع و سرهاى راه مىاندازند بردارند و دايه به اجرت گيرند كه تعهد حال ايشان نمايد و ساير ما يحتاج طفل را تا وقت وصول بسن رشد و تميز سرانجام كنند ، ديگر آنكه هر غريبى كه در تبريز بميرد و از وى چيزى نماند تجهيز و تكفين نمايند ، ديگر آنكه در سالى شش ماه كه هوا سرد باشد چند خروار گندم و ارزن بر بامهاى بقاع مذكوره ريزند تا طيور برچينند و هيچ‌كس آن مرغان را نگيرد و هركه قصد نمايد به لعنت الهى گرفتار باشد ، ديگر آنكه هر سال پانصد بيوه‌زن عاجزه را دو هزار من پنبه محلوج دهند چنانچه حصهء هريك چهار من باشد ، ديگر آنكه متولى امينى در تبريز نصب كنند تا هرگاه غلامى يا كنيزكى ظرفى را كه جهة آب كشيدن برداشته باشد بشكند و از مالك خود بترسد آن را عوض خريده بوى دهد ، ديگر آنكه از هر جانب تبريز تا هشت فرسخ شوارع از سنگ پاك كنند و بر انهار كوچك پل بندند تا فقيران به سهولت عبور توانند كرد و هفت وقفيه مشتمل بر شروط مذكوره قلمى فرموده آنها را بخطوط قضاة و علما مسجل ساخت