عباس اقبال آشتيانى
307
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
و يكى را بمتولى موقوفات سپرده ديگرى را به مكه معظمه زادها اللّه تعظيما ارسال داشت و وقفيه سيم را در دارالقضاة تبريز نهاده به محافظت آن امر نمود چهارم تعلق بقاضى بغداد گرفت و سه وقفيه ديگر را نزد اشراف اطراف فرستاد تا نگاه دارند به مصلحت آنكه اگر يكى غايب يا مندرس گردد ديگرى باشد كه مضمون معلوم توان كرد و مقرر فرمود كه هرچند گاه قضاة بغداد و تبريز در ضمن مرافعهء شريفهء شرعيه بر وقفيت آن املاك و صحت شروط آن وقف حكمى مجدد نمايند و بر حكم خود گواهان تازه گيرند و نيز فرمود كه بعد اليوم هركس به منصب قضا منصوب شود در اول شروع به تسجيل آن وقفيه پردازد آنگاه فيصل ساير قضايا را پيشنهاد همت سازد . حبيب السير ج 3 ص 108 » غير از ابنيهء فوق غازان خان تمام شهر اوجان را در تاريخ 698 از نو بنا كرد و بازارها و حمامهاى جديد در آنجا ساخت و خانقاهى نيز در همدان بنا نمود و دورا - دور تبريز و شيراز را بارو كشيد و قلعهء تبريز را در سال 702 تعمير نمود . طول باروى تبريز 54000 قدم ( قريب چهار فرسخ و نيم ) و عرض آن 10 گز و نيم بود و پنج دروازهء بزرگ و هشت دروازهء كوچك داشت . سلطان محمد خدابنده اولجايتو از 703 تا 716 غازان خان چنان كه سابقا نيز گفتيم در ايام حيات ، برادر خويش محمد را به وليعهدى و جانشينى خود تعيين نمود ولى محمد در موقع وفات غازان در اردو حضور نداشت بلكه در خراسان به حكومت و ادارهء امور آن مملكت مشغول بود . از امراى غازانى امير مولاى محرمانه محمد را از اوضاع اردو و خيالات شاهزادگان و امراى سركش مطلع مىساخت مخصوصا او را از داعيهء سلطنت آلافرنگ پسر گيخاتو خان مخبر كرد و به او فهماند كه اين شاهزاده به دستيارى هرقداق سپهسالار اردوى خراسان كه زوجهاش دختر قتلغ شاه خواهرزادهء آلافرنگ بود هواى ايلخانى در سر دارد و اگر محمد مىخواهد به آرامى بر تخت بنشيند و دنبالهء اصلاحات برادر را بگيرد نخست بايد از جانب آلافرنگ و هرقداق آسودهخاطر شود . محمد در قوريلتائى كه پس از وصول خبر مرگ غازان منعقد ساخت چنين صلاح ديد كه پيش از شيوع اين خبر كار آلافرنگ و هرقداق را بسازد و به همين نيت سه نفر از امراى خود را به اين مهم گماشت و ايشان قبل از آنكه آلافرنگ بر مردن غازان مطلع شود با او خلوت كردند و يكى از آن سه مأمور سر او را با شمشير از بدن جدا ساخت و هرقداق هم اگرچه گريخت ولى به زودى