عباس اقبال آشتيانى
288
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
خواجه غالبا دراويش و شيوخ را مورد مرحمت قرار داده براتى به ايشان به مبلغ 500 دينار بر سر ولايتى مىبخشيد . كسى كه مورد اين انعام قرار گرفته بود سخت شادمان شده باعتبار آن برات از راه استقراض 100 دينارى تهيه مىكرد تا مخارج وصول برات و مسافرت مأمور دريافت آن را فراهم سازد چون برات خالى از وجه بود يا حكام از پرداخت آن ابا مىكردند بيچاره درويش يا شيخ بايد خانقاه يا مقام خود را از دست دهد و بعنوان محصل ماليات از اين در به آن در بدود و عاقبت هم از شر طلبكار راه فرار پيش گيرد . مردم بيچارهاى كه از عهدهء تاديهء مالياتهاى ظالمانهء خانهبرانداز برنمىآمدند ترك خانمان مىكردند ولى مأمورين حكومتى ايشان را تعقيب و آزار مىنمودند و از نيمه راه برمىگرداندند و از ايشان كسانى كه در شهرها و آباديهاى خود مانده بودند از ترس عمال ديوانى درهاى منازل خود را با سنگ مىپوشاندند و در حصار مىرفتند . مأمورين وصول ماليات از اشرار و اوباش در يافتن مردم فرارى استمداد مىكردند و ايشان مردم را باقسام رذالت و سختى از پناهگاهها بيرون مىكشيدند و اگر بر آن جماعت دست نمىيافتند زنان و اطفال ايشان را مثل گلهء گوسفند كوچه به كوچه مىگرداندند و از پاى مىآويختند و در بعضى شهرها همينكه مأمورين وصول مىرسيدند از ترس هيچكس باقى نمىماند ، همه يا مىگريختند و يا در سردابها مخفى مىشدند . غازان از اين اوضاع سخت متأثر شد و در صدد برآمد كه قبل از همه وضع وصول ماليات را مرتب و دست عمال و حكام جورپيشه را كوتاه و عامه را از اين بابت آسودهخاطر كند به همين جهت حكم كرد كه هيچ ولايتى را به مقاطعه ندهند و در عرض سال بيش از يكبار از مردم ماليات مطالبه نشود و بهر ولايتى يك نفر بيتكچى مخصوص فرستاد تا صورتى از عايدات جميع آباديهاى آن مطابق آخرين مميزى كه شده بود باسم و رسم تهيه ديده پيش غازان بفرستد و از املاك شخصى و خالصه و اراضى خاصه يعنى اينجو و اوقاف علىحده صورت بدهد و اسامى اشخاصى را كه در سى سال اخير مسلما از عايدات آنها بهره مىبردند يادداشت كند . و باصطلاح قانون مال هر ولايت مرتب و مدون گردد . بعد از آنكه اين صورتها بديوان رسيد و اشتباهات آنها رفع شد عمال ديوانى از روى آنها خلاصهء عايداتى كه بايد هر سال مطالبه شود خارجنويس كرده در