عباس اقبال آشتيانى
276
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
به همين جهت سخت خشمناك شد و امر داد كه امرا و سران سپاهى او مهياى هجوم بشام باشند . غازان در جمادى الاخرى سال 702 در نزديكى حله از فرات گذشت و پس از زيارت مشهد حضرت امام حسين در كربلا و تقديم مبالغى بعنوان نذر به آستانهء حسينى و علما و سادات در امتداد شط فرات به طرف انبار و سنجار پيش رفت و در رجب آن سال به منزل عانه رسيد و در همين محل بود كه اديب عبد الله وصّاف الحضرة شيرازى مؤلف تاريخ معروف وصاف كه چهل سال بيش نداشت كتاب خود را بتاريخ يكشنبهء 13 رجب 702 بتوسط خواجه سعد الدين ساوجى و خواجه رشيد الدّين فضل اللّه بعرض غازان رساند و مورد انعام و مرحمت ايلخانى قرار گرفت . بعد از آنكه اردوى غازان چند روزى در عانه اقامت كرد غازان مركز لشكر خود را به قلعهء رحبة ( در ساحل يمين فرات بين عانه و رقّه ) منتقل ساخت و اطراف آن قلعه را در حصار گرفت . امراى ايلخانى و خواجه سعد الدّين و خواجه رشيد الدّين مدافع قلعهء رحبه را كه امير علم الدين سنجر نام داشت به اطاعت خواندند امير علم الدّين پس از آنكه مقدارى سيورسات باردوى ايلخانى داد به اين عذر كه چون رحبه سرحد شام است و با تسليم آن رخنه در اركان مسلمين خواهد افتاد و تسليمكنندهء آن به خيانت منسوب خواهد شد از واگذارى رحبه خوددارى كرد و بغازان قول داد كه اگر او بتسخير شام موفق شود از سپردن آن امتناع نورزد . غازان هم عذر او را مقبول شمرده از سر رحبه درگذشت و در تاريخ 6 شعبان عازم حلب شد و امير چوپان و امير مولاى و قتلغ شاه هم از راه رقه به سمت آن شهر سرازير گرديدند . چون خبر هجوم مغول بشام بالملك الناصر رسيد به فوريت بيبرس جوشنگير را با قوائى به كمك ساخلوهاى شام روانه كرد و جوشنگير بمقابله با قتلغ شاه كه باختلاف روايات از 40000 تا 80000 سپاهى همراه داشت شتافت ولى چون قواى مغول را بيش از قواى خود ديد مراسلهاى بالملك الناصر نوشت و از او خواست كه شخصا بشام بيايد . قواى شامى حماة را مركز اجتماع خود قرار دادند و ساخلوهاى طرابلس و حمص و لشكريان مقيم دمشق در اين نقطه گرد امير كتبغا كه مريض بود جمع آمدند .