عباس اقبال آشتيانى
271
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
گيخاتو دست يكى كرده بود و چون غازان به سلطنت رسيد مصمم شد كه او را بگيرد و از او انتقام قتل گيخاتو را بكشد . طرغاى و مغولان اويرات بشام آمده از الملك العادل كتبغا تقاضاى حمايت كردند . كتبغا هم ايشان را محترم داشته خلعت و پول داد و در بلاد خود سكونت داد . در سال 697 يكى از امراى مغول سلامش نام در بلاد روم سر بطغيان برداشت و چون غازان چند نفر از امراى خود را به سركوبى او فرستاد سلامش از لاچين كمك طلبيد . لاچين هم يكى از سرداران خويش را به يارى او فرستاد ولى امراى غازانى سردار لاچين و جمعى از عساكر مصرى را كشتند و سلامش را مغلوب ساخته پس از چندى دستگير و مقتول كردند . اين دو واقعه و پناهندگى امراى لاچين بغازان و تحريض او به جنگ با شام و مصر ايلخان را مصمم هجوم به آن مملكت كرد و به اين قصد مشغول تهيه بود كه خبر رسيد كه 4000 نفر از مسلمين شام بديار بكر هجوم كرده قلعهء ماردين را مسخر خود ساختهاند و تا حدّ رأس عين پيش آمده و بواسطهء غارت مساجد و قتل و غارت مسلمين مرتكب شنايع بسيار شدهاند ( سال 698 ) . رسيدن اين اخبار غازان را سخت متغير كرد و از علما و ائمه به چارهانديشى استفتا نمود . ايشان همه او را بدفاع بلاد اسلامى از تعرض متجاوزان و جلوگيرى از مهاجمان تشويق نمودند و براى غازان در هجوم بممالك اسلامى شام و مصر كه آرزوى ديرينهء او بود مانعى باقى نماند . الملك المنصور لاچين را در 11 ربيع الآخر سال 698 جمعى از غلامان او بقتل رساندند و منگو تيمور مملوك او را نيز دستگير كرده بعد از قليل مدتى حبس در چاه سر بريدند و امراى لشكرى الملك الناصر محمد پسر سيف الدّين قلاوون الفى را كه چندى پيش از سلطنت رانده شده بود بار ديگر بمقام اول برگرداندند و هركدام از ايشان يكى از مهام ملكى را به خود مخصوص كردند . غازان در پائيز سال 699 با سه تومان لشكرى و امراى خود از تبريز به قصد شام حركت نمود و قتلغ شاه را به فرماندهى پيشقراولان خود تعيين نمود و از راه مراغه و اربل و موصل و ماردين خود را به كنار فرات رساند و در ضمن راه از هر طرف