عباس اقبال آشتيانى
263
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
حكم شد كه خواجه را بگيرند و پس از آزار و عذاب بسيار قرار قتل او نيز بدون محاكمه صادر گرديد و دو تن را موكل كردند كه او را مقيد و برهنه در بيشهاى برده بقتل برسانند ، اتفاقا خواجه در عهد گيخاتو در حق اين دو موكل انعام و اكرام كرده بود . ايشان صدر جهان را تا شب در آن بيشه نگاه داشتند و بقتل او مبادرت ننمودند در اين اثنا امير هرقداق كه از انجام كار سوكاى فراغت يافته بود به اردو برگشت و از حال خواجه پرسيد . تفصيل ماجرا را به او گفتند . فورا دو سوار فرستاد و امر داد كه از كشتن او تا صبح دست بدارند و چون صبح شد فهرستى از اسامى مخالفين بحضور غازانخان عرض كردند و اسم صدر جهان در جزء آن نبود و چيزى نگذشت كه خواجه از طرف غازان مورد عفو قرار گرفت و مقرر گرديد كه در مجاورت اردو مقام نمايد . غازانخان امير هرقداق را پس از فيصل دادن مهم سوكاى به حكومت فارس منصوب نمود و او در تاريخ 7 جمادى الاخرى سال 695 بفارس وارد شد و برفع اختلالات و جمعآورى مالياتها پرداخت . در ششم ذىالحجه سال 695 غازان خواجه جمال الدّين دستجردانى صاحبديوان را بقتل رساند و در اول محرم 696 خواجه احمد زنجانى صدر جهان را مورد التفات قرار داده بار ديگر بمقام صاحبديوانى برگزيد و اين انتخاب و قتل خواجه جمال الدّين بر خلاف ميل امير نوروز بود و مىفهماند كه قدرت او رو به زوال است و ايلخان تصميم دارد كه خود و ديوان را از چنگ او و عمالش خلاص بخشد . قتل امير نوروز در 22 ذىالقعده 696 - صدر جهان چون بار ديگر بر مسند وزارت نشست در صدد برآمد كه انتقام خود را از امير نوروز كه سابقا در عزل او سعى كرده بود بگيرد و به همين خيال با دشمنان او همدست شد و ايشان به وسايل عديده در سرنگون كردن دولت امير نوروز كوشيدند . امير نوروز قبل از آنكه غازان اسلام آورد سعى داشت كه اين شاهزادهء - تحتالحمايهء او به ايلخانى برسد و قبول اسلام نمايد چون يكى از تجار بغداد را كه عالم الدّين قيصر نام داشت و غالبا بين بغداد و شام و مصر رفتوآمد مىكرد پيش سلطان مأموريت داد كه از طرف خود به او تكليف اتحاد كند و ضمنا او را به حمايت از غازان بخواند . مراجعت عالم الدّين قيصر از اين مأموريت مصادف شد با قتل بايدو و جلوس