عباس اقبال آشتيانى
261
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
در همين قوريلتاى غازانخان ، خواجه صدر الدين احمد خالدى چاويان زنجانى را به وزارت يعنى صاحبديوانى و شرف الدّين سمنانى را به سمت اولغ بيتكچى يعنى رياست ديوان تمغا و امير نوروز را بمنصب اميرالامرائى تعيين نمود و كمى بعد طغاجار نويان را هم براى دور داشتن از اردو و جلوگيرى از دخالتهاى احتمالى او به سردارى اردوى مقيم بلاد روم فرستاد و چندى بعد يك نفر ايلچى بدنبال او فرستاد و امر داد او را كشتند سپس به سركوبى شاهزادگان مخالف خود پرداخت از آن جمله پسر ارشد گيخاتو يعنى آلافرنگ را دستگير كرده عفو كرد و توكان پسر بايدو را كه در گرجستان قدرتى بهم رسانده بود از ميان برداشت و امرائى را كه در قتل گيخاتو سعى نموده بودند از دم تيغ گذراند . در ماه صفر سال 695 خبر رسيد كه مغولان ماوراءالنهر كه در اين تاريخ در تحت امر اوجاى پسر براق خان بودند از انقلابات خراسان و نبودن قوائى در آنجا استفاده كرده پس از عبور از جيحون به آن مملكت حملهور شدهاند و تا مازندران پيش تاخته . غازانخان امر داد كه از جميع نقاط لشكر عازم بلاد شرقى شود و امير نوروز را به فرماندهى ايشان معين كرد ولى چون در مدتى كمتر از يك سال سه بار تخت ايلخانى دستخوش تغيير شده و لشكريان مختلف از مردم وجوه بسيار گرفته بودند خزانه جهت پرداخت حقوق قشون جديد وجهى نداشت . امير نوروز در تبريز به زحمت چند تومان زر از اين و آن قرض كرد و به جنگ لشكريان اوجاى عازم شد . مغولان تورانى از جلوى سپاهيان امير نوروز گريختند و امير نوروز در نزديكى هرات به ايشان رسيده در آنجا جمعى از آن طايفه را كشت و تا كنار جيحون بقية السيف آن اردو را تعقيب كرد و بعد از آنكه خراسان را از شر تعرض ايشان خلاص نمود در هر قسمت نايبى از جانب خود نصب كرد و مظفر و منصور پيش غازان برگشت . بعد از مراجعت از خراسان امير نوروز خواجه صدر الدين زنجانى را به اتهام اينكه در اموال ديوانى بدون اجازه تصرف مىكند و از پيش خود يرليغ و فرمان صادر مىنمايد از وزارت عزل كرد و جمال الدين دستجردانى را بجاى او گماشت و مصالح حل و عقد امور ديوانى و تهيهء سيورسات لشكر را به عهدهء برادر خود حاجى بيك و صحه و امضاى فرمانها را به برادر ديگر خويش ناصر الدّين ساتلمش واگذاشت و به اين ترتيب زمام