عباس اقبال آشتيانى
242
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
و قلع مخالفين متعلق است بايد ايلخان امر فرمايد تا هركس سر از قبول ديانت او بپيچد و در زمرهء ملت جديد در نيايد سرش از تن جدا كنند و چون ارغون از مسلمين نفرت داشت امر داد كه مسلمانان را در كارها دخالت و به اردو راه ندهند و سعد الدولة براى رسيدن به نيت زشت خود محضرى تهيه كرد و جمعى از علماى مسلمان هم پاى آن را امضا و نقشهء او را تصديق نمودند . سعد الدولة با تصويب ارغون مصمم شد كه خانهء كعبه را ببتخانه مبدل سازد و مقدمة مراسلاتى باعراب يهود عربستان نوشت و براى فرستادن لشكر به آن صوب امر داد كه در بغداد تهيه ببينند و كشتى بسازند و از همكيشان خود يكى را كه خواجه نجيب الدّين كحّال نام داشت با صورتى شامل اسامى دويست نفر از اعيان و بزرگان خراسان به اين مملكت و شمس الدّولة را با صورت اسامى هفده نفر بشيراز مأمور كرد تا آن عده را بقتل برسانند و راه را جهت پيشرفت طريقهء جديدى كه خيال تحميل آن را بر مردم بلاد داشت صاف كنند . اما در اين اثنا ارغون خان در تبريز مريض شد و براى اصلاح مزاج به موقان رفت مرضش شدت يافت و اطبا از معالجهء او عاجز آمدند و سعد الدولة دانست كه ارغون يعنى آلت اجراى مقاصد او در حال رفتن است و با رفتن او دولت او نيز رو بزوال ، به همين جهت بجلب قلوب مردم و جبر شكستگيها كه بر دست او رفته بود مشغول شد و به اطراف نامهها نوشت در دفع ظلم و فساد و آزاد كردن محبوسان و اجراى صدقات و خيرات ، از جمله در يك روز هفتاد مكتوب در همين باب صادر كرد و 30000 دينار بر مردم بغداد و 10000 دينار به اهالى شيراز به صدقه داد و اين حركات در باطن براى ربودن دل مردم از او سر مىزد و در ظاهر جهت دفع بلا از ايلخان و طلب شفا جهت او ولى در هيچيك از دو مورد مفيد نيفتاد و عمر ارغون و دولت سعد الدولة هردو سپرى شد . ارغون به كيميا و نجوم و سحر و جادو مثل غالب سلاطين مغول عقيدهاى راسخ داشت به همين جهت بخشيان و قامان در دستگاه او قرب و منزلتى تمام داشتند و آن جماعت معجونى ساختند مركب از زيبق و گوگرد و مواد ديگر و آن را براى حصول طول عمر بارغون خوراندند و همان باعث مرض ايلخان و فالج شدن و مرگ او گرديد .