عباس اقبال آشتيانى
241
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
بايد و بود به جلوگيرى امير نوروز فرستاد . امير نوروز چون ديد تاب مقاومت ايشان را ندارد بتركستان گريخت و غازان بهرات آمد و در سال 689 بر خراسان استيلا يافت . امير نوروز در تركستان به خدمت قيدو خان رسيد و او را به گرفتن خراسان تشويق نمود و لشكريانى فراوان در حدود 30000 نفر از او گرفت و در سال 690 بخراسان آمد و غازان از پيش اين سپاه عقب كشيد ولى چون لشكريان قيد و به مردم خراسان صدمات بسيار زدند اهالى بوسيلهء دستبرد و تعرض شبانه بسيارى از آن جمع را كشتند و همين مسئله باعث بروز كدورت بين امير نوروز و سران مغولى آن اردو گرديد و چون ارغون نيز در اين ايام وفات يافت امير نوروز صلاح خود را در طلب عفو از غازان ديده در سال 693 به خدمت غازان آمد و مورد بخشايش و مرحمت شاهزاده قرار گرفت . امير طوغان شحنهء سابق قهستان كه از مقربان درگاه ارغون و از مخالفين سعد الدولة بود در فتنهء امير نوروز از طرف ايلخان مأمور حدود خراسان شد تا امير نوروز را سركوبى كند ولى وصول طوغان بخراسان با فرار امير نوروز مصادف گرديد و طوغان مراجعت كرد . سعد الدولة به دستيارى بعضى از دشمنان طوغان بر او اعتراض كرد كه چرا زيادتر از آنچه حكم داشته اولاغ در اختيار خود گرفته است و برحسب ياساى چنگيزى امر داد تا او را هفده چوب زدند و اين توهين كه از جانب سعد الدولة در حضور جمعى از امرا به طوغان وارد آمد او را بر سعد الدولة خشمناك كرد و بيش از پيش در برانداختن او ساعى شد ولى چون ايلخان بوزير خود كمال اعتماد داشت هيچكس نمىتوانست از او پيش ارغون سخنى بگويد و چارهاى نبود جز آنكه مخالفين وزير در انتظار فرصت بنشينند و جفاهاى او را بخفت تمام تحمل كنند . سعد الدولة در آخر كار چون ديد كه بسيارى از امرا و علما و متنفذين مسلمان كمر قتل او و ياران يهودش را بستهاند در صدد برآمد كه از استيلاى خود بر نفس ارغون استفاده كند و با اجراى طرحى كه ريخته بود بنيان عمر ايشان را از بيخ بركند و آن طرح اينكه روزى بارغون گفت كه نبوت از چنگيز خان بطريق ارث به ايلخان عادل رسيده و ارغون از جانب خداوند رسول است و چون قيام دين هر رسولى بجهاد