عباس اقبال آشتيانى
221
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
مازندران و عراق و ارّان و آذربايجان را مستقلا و بلاد روم را به مشاركت با سلاطين سلجوقى به خواجه شمس الدّين و ديار بكر و موصل و اربل را به خواجه هارون پسر او و حكومت بغداد و عراق را كما فى السّابق به عطاملك واگذاشت و ايشان را انواع خلعتها داد و كار خاندان جوينى بار ديگر رونق گرفت . سلطنت سلطان احمد تگودار از 681 تا 683 اباقا خان ميل داشت كه پس از او پسرش ارغون به ايلخانى برسد ولى چون اين ترتيب با ياسانامهء چنگيزى كه سلطنت را حقّ ارشد شاهزادگان زنده مىدانست مخالفت داشت پس از فوت او امرا و شاهزادگان مغول برادر او تگودار را به سلطنت برداشتند و در قوريلتاى آلاتاغ او را در 26 محرم سال 681 رسما به اين مقام برگزيدند . تگودار پسر هفتم هولاگو است و او در ايام لشكركشى پدر به ايران در چين بود و او را قوبيلاى قاآن در عهد اباقا به ايران فرستاد . تگودار در جوانى برسم آئين مسيح تعميد يافته بود ولى پس از حشر با مسلمين بتدريج بشريعت اسلام مايل شد و به امرا و رجال مسلمان علاقه پيدا كرد و از طرف ايشان باحمد موسوم گرديد . در اواخر عهد اباقا امرا و خواتين مغول سه دسته شده بودند جمعى مىخواستند شاهزاده ارغون بمقام اباقا منصوب گردد ، گروهى طرفدار تگودار بودند و اولجاى خاتون سعى داشت كه پسرش منگو تيمور حائز اين مقام شود ولى چون منگو تيمور بيست و پنج روز زودتر از اباقا مرد اولجاى خاتون هم طرف ارغون را گرفت و رقابت بين طرفداران تگودار و ارغون روز به روز رو به قوت گذاشت و پس از آنكه تگودار بنام سلطان احمد خان جانشين اباقا شد رقابت فوق به دشمنى علنى مبدّل گرديد و امرا و سرداران مغول جمعى به هواخواهى تگودار و عدهاى نيز به طرفدارى ارغون قيام كردند . تگودار پس از جلوس دست ببذل و بخشش گذاشت و بسيارى از اموال خزاين پدر را به برادران و امرا و سران سپاهى بخشيد و صاحبديوان را كه در چنگ ارغون