عباس اقبال آشتيانى
222
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
بود به خدمت خواست و احترام و نوازش كرد سپس شاهزاده ارغون را كه در انعقاد قوريلتاى انتظار رسيدن او را نكشيده بودند و او به همين جهت از تگودار ناراضى بود مورد ملاطفت قرار داد ولى ارغون دلگرم نشد و در همين هنگام با قونغرتاى برادر تگودار ساخت و به خيال مخالفت با تگودار مصمم قيام بر او شد . تگودار اوّل كارى كه كرد اعلام مسلمانى خود بود و مراسلهاى در اين باب به علما و بزرگان بغداد نوشت و خود را حامى دين اسلام و پيرو شريعت رسول اكرم معرفى نمود و اين اعلام او در بين مسلمين تأثير بسيار خوش كرد و جماعتى از مغول نيز به تبعيت او اسلام آوردند . قتل مجد الملك در 8 ج 1 سال 681 - بعد از آنكه بفرمان سلطان احمد عطا ملك و مجد الملك از همدان به آلاتاغ آمدند مجد الملك باز سعى كرد كه بوسيلهء يكى از امراى مغول دسايس سابق را تجديد كند و شغل اشراف مملكت را به خود مخصوص نمايد و براى اجراى اين نقشه بشاهزاده ارغون تكيه كرد و به او پيغام داد كه صاحبديوان پدرت اباقا را زهر داده و چون من بر اين سرّ واقفم قصد من دارد و اگر به عاقبتى سوء دوچار شوم شاهزاده از حقيقت امر مطلع باشد . خواجه شمس الدين به زوجهء سلطان احمد متوسّل شد و جمعى را بر مجد الملك برانگيخت و ايشان به راست و دروغ در حق او پيش تگودار سخنها گفتند از جمله برادرزادهء او باباقا گفت كه مجد الملك با ارغون دست يكى كرده و فرستادهاى پيش او روانه داشته و نسبت به او اظهار اخلاص و بندگى نموده است . تگودار سونجاق نويان فرمانده كلّ سپاهيان خود و يكى ديگر از امراى مغول را مأمور محاكمهء مجد الملك كرد و ايشان از او اموالى را كه از خاندان جوينى گرفته و به خزانهء دولتى نرسانده بود مطالبه كردند و در نتيجه جميع اموال او را گرفتند و بفرمان تگودار به عطاملك دادند و عطا ملك از ايلخان استدعا كرد كه آنها را اگرچه قابل نيست بر بندگان توزيع كند و ايلخان نيز چنين كرد . در ضمن تفتيش اموال مجد الملك بر روى بعضى كاغذ پارهها و پوست شير و غيره تعويذهائى مكتوب با زعفران و مركّب سرخ بدست آمد بلغت عبرى كه موهم سحر و جادو بود و چون مغول به شرحى كه سابقا ديديم از اين عمل سخت ترسناك بودند