عباس اقبال آشتيانى

219

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

بخشيد و او را نوازش كرد و بشغل خود باقى گذاشت . در موقع لشكركشى اباقا بشام يعنى در اواسط سال 680 مجد الملك باز حكايت بقاياى مالياتى را پيش اباقا كه در اين تاريخ در بغداد بود تجديد كرد و گفت كه عطا ملك آن اموال را مختفى و مدفون كرده . عمّال مغول به امر اباقا و تحريك مجد الملك جميع دارائى عطا ملك را ضبط نمودند حتى اموال كسان و فرزندان او را به كلى به تصرف خود گرفتند و چون خواجه شمس الدّين وضع را سخت ديد خود ببغداد آمد تا شايد مالى ترتيب دهد و به اندازه‌اى كه معاندين برآورد كرده‌اند تهيّه و به خدمت اباقا ارسال نمايد و برادر را از شرّ دشمنان مستخلص سازد . صاحب‌ديوان از فروش ظروف و اثاثه و اموال خود و قرض از اين و آن مالى ترتيب داد و پيش اباقا فرستاد ولى چون اين جمله ده‌يك آن چيزى كه قلمداد كرده بودند نمىشد دشمنان خواجه را متّهم كردند كه راه نفاق و تقلب مىرود و نمىخواهد كه اموال مكنونه را بعرض برساند به همين جهت جماعتى مأمور شدند كه به معيّت تغاجار و مجد الملك ببغداد بيايند و گنجهاى پنهان و خزاين و دفاين خاندان جوينى را مكشوف و استخراج كنند و اين جمعيّت مدّتها در بغداد به آزار و شكنجهء بستگان خاندان جوينى و حبس و بند ايشان و تفتيش و كاوش منازل و موقوفات و مدارس و كاروانسراها كه بدست عطا ملك آباد شده بود پرداختند و آنچه از اين عمل حاصل ايشان شد به خدمت اباقا بردند و در اين حركت به عطاملك و خواجه شمس الدّين زحمت و توهين بسيار وارد آمد عاقبت شاهزادگان و خواتين مغول كه از خواجه مرحمتهاى بسيار ديده بودند پيش اباقا وساطت كردند و اباقا در رمضان سال 680 عطا ملك را از حبس نجات بخشيد و مورد نوازش و مرحمت قرار داد و در اين مورد نيز سعايت مجد الملك چنان كه آن مرد زشت‌خوى مىخواست به نتيجهء قاطع نرسيد . كسانى كه در شكست كار خاندان جوينى سعى مىكردند هر بار كه تيرشان به سنگ مىخورد از بيم انتقام خواجه شمس الدّين و برادرش بيش از پيش بر جان خود هراسناك شده بجاى آنكه از در عذرخواهى نسبت به ايشان درآيند تدبيرى ديگر مىانديشيدند تا با برانداختن آن خاندان هم بمقاصد سوء خود برسند و هم جان خود را در امان نگاه دارند . به همين نظر پس از آنكه در اقامهء دعاوى كذب بر عطا ملك بنا بود كردن