عباس اقبال آشتيانى
197
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
كردند و هر نيمه را به طرفى آويختند تا پوسيد . مرگ هولاگو در 663 - بعد از آنكه هولاگو از فتح بقيهء ايران و شام فارغ شد به خيال مملكتدارى و دفع دشمنان شخصى افتاد و يكى از آن جمله پسر جوجى بود بنام بركاى كه در دشت قبچاق سلطنت داشت و چون بدستور برادر خود باتو در رساندن منگو قاآن بمقام خانى سعىها كرده بود خود را از هولاگو برتر مىدانست و به او تحكم مىكرد . كار رقابت هولاگو و بركاى آخر الامر به جنگ كشيد و بركاى 30000 نفر سپاهى براى جنگ با هولاگو از دشت قبچاق به طرف ايران فرستاد و اين عده از دربند قفقازيّه گذشته به طرف شروان سرازير گرديدند ، هولاگو هم در شوال 660 به شماخى آمد و قشون بركاى را منهزم نمود و به سمت دربند حركت كرد و پسر خود ابقا خان ( اباقا خان ) را به طرف ممالك بركاى فرستاد و لشكريان ابقا خانهها و اموال ايشان را غارت نمودند ولى بركاى باز تهيّهء جمعيّتى ديده در حوالى نهر ترك بر لشكر اباقا خان زد و ايشان را در جمادى الاولى 661 درهم شكست و اباقا خان بداغستان برگشت و هولاگو بتبريز آمد تا به تلافى اين شكست قيام نمايد و براى سال آينده تهيه ببيند و در همين ايام بود كه خبر جلوس قوبيلاى قاآن بر تخت خانى مغول و تفويض سلطنت ممالك بين شط جيحون و شام و مصر از طرف او به هولاگو به ايران رسيد . هولاگو نيز اين ممالك را بين پسران و امراى مطيع خود تقسيم كرد از آن جمله عراق و خراسان و مازندران را به پسر بزرگتر خويش اباقا خان سپرد و ارّان و آذربايجان را به يشموت و ممالك روم را به معين الدّين پروانه كه سابقا وزارت سلاجقهء آسياى صغير را داشت و مطيع مغول شده بود واگذاشت و كرمان را به تركان خاتون و فارس را بامير انكيانو و الجزيره را به يكى از امراى خود . وزارت هولاگو از به دو ورود به ايران يعنى از 663 با امير سيف الدين بيتكچى خوارزمى بود و اين شخص تا ابتداى سال 661 وزارت هولاگو را داشت در موقعى كه هولاگو بدفع بركاى به طرف دشت قبچاق حركت مىنمود اين وزير را در حوالى دربند بتحريك جمعى از ساعيان بقتل رساند و وزارت خود را به شمس الدين محمّد جوينى ملقب به صاحبديوان و برادر عطاملك مورّخ معروف كه از سال 657 حكومت بغداد را داشت سپرد و حكومت بغداد را به عطاملك برادرش واگذاشت .