عباس اقبال آشتيانى

192

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

همه مقتدرتر محسوب مىشد و او پس از فتح بغداد يعنى در سال 656 از راه - مصلحت‌انديشى تحف و هدايائى با پسر و وزير خود پيش هولاگو فرستاد و اظهار تبعيّت و انقياد كرد و اين حركت الملك النّاصر كه نشانهء كمال ضعف و عجز او در مقابل مغول بود بر سلاطين ايّوبى ديگر ناگوار آمد و اين سلاطين كمر دشمنى او را بستند و در صدد دفع او برآمدند و الملك الناصر چاره‌اى نديد جز آنكه از هولاگو كمك بطلبد و اين قضيه هولاگو را بيش از پيش در حركت به طرف شام ساعى كرد . قبل از حركت بحدود شام هولاگو ايلچيانى چند پيش بدر الدّين لؤلؤ به شهر موصل فرستاد و پيغام داد كه چون تو مسنى پسر خود الملك الصالح را بفرست تا در فتح شام و مصر با لشكريان تاتار همراهى نمايد . بدر الدين نيز اطاعت كرد و هولاگو به پاس اين خدمت تركان خاتون دختر سلطان جلال الدين منكبرنى را به زوجيت بالملك الصالح داد سپس در رمضان سال 657 به معيّت بايجو و سونجاق و سرداران ديگر خود به طرف درياچهء وان ( بحيرهء خلاط ) و ديار بكر حركت كرد و پسر خود يشموت را با سونتاى نويان به محاصرهء ميافارقين و الملك الصالح را بفتح آمد ( ديار بكر ) فرستاد و خود شهر رها و نصيبين را گرفته پس از عبور از فرات به محاصره حلب پرداخت و هريك از سرداران خود را مأمور يكى از دروازه‌هاى آن شهر كرد . مردم حلب مقاومت كردند ولى هولاگو به دستيارى گيتوبوقا و ارقيو نويان و سونجاق پس از يك هفته آن شهر را از دست الملك المعظّم تورانشاه عمّ الملك الناصر يوسف گرفت و مغول يك هفته حلب را غارت كردند و خلق بسيارى از مردم آن را طعمهء شمشير ساختند ولى قلعهء شهر چهل روز مقاومت نمود ، عاقبت مردم آنجا نيز امان خواستند و قلعه را به تصرف هولاگو دادند . مردم دمشق از ترس آنكه مبادا گرفتار سرنوشت اهالى حلب شوند قبلا تحف و پيشكشهائى پيش هولاگو فرستادند و فرمان مغول را گردن نهادند . هولاگو هم كيتوبوقا را به تصرف آنجا فرستاد و دمشق نيز به اين شكل مسخر مغول گرديد ( 657 ) . در موقعى كه هولاگو در حلب اقامت داشت ايلچيانى از مشرق رسيده خبر فوت منگو قاآن را به او دادند . هولاگو از اين واقعه سخت متألم شد و كيتوبوقا را در حدود شام گذاشته از شام بتاريخ 24 جمادى الاخرى سال 658 به اخلاط برگشت و