عباس اقبال آشتيانى

193

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

چون از حدّ دمشق جلوتر نتاخت نماينده‌اى روانهء مصر كرد و او را بقبول اطاعت خود دعوت نمود . واقعهء عين جالوت در رمضان 658 - سلطنت مصر چنان كه مكرّر گفته‌ايم از ايّام استيلاى سلطان صلاح الدّين ايّوبى در دست افراد خاندان او بود و ايشان بعد از فوت الملك الكامل كه در 635 اتّفاق افتاد با وجود خطر صليبيّون عيسوى و هجوم مغول بيش از پيش در نزاع با بنى اعمام خود در شام و فلسطين و دامن زدن آتش نفاق خانمان‌سوز پافشارى مىكردند و گاهى براى رسيدن به منظورهاى شخصى از كمك به عيسويان صليبى نيز خوددارى نداشتند . پسر الملك الكامل ملقّب بالملك الصالح ايّوب كه در 637 بعد از عزل برادر خود به سلطنت مصر رسيد به كمك غلامان ترك يعنى مماليك و بقيّهء قشون جلال الدّين خوارزمشاه كه بنام خوارزميّه بعد از قتل آن پادشاه در الجزيره و شام سرگردان و با اين و آن در زدوخورد بودند و عاقبت به مزدورى به خدمت الملك الصالح درآمدند در نزديكى غزّه صليبيون عيسوى و ايّوبيانى را كه به ايشان كمك كرده بودند شكستى سخت داد و شام را ضميمهء مصر نمود . در سال 645 عيسويان صليبى بسركردگى لوئى نهم ملقب بمقدّس پادشاه معروف فرانسه بمصر حمله بردند و بندر دمياط را تسخير كردند ، الملك الصالح در اين تاريخ در شام بود و خيال فتح حمص را داشت به عجله خود را بمصر رساند و در صدد دفع صليبيون برآمد ولى چون مريض بود در موقع مراجعت بمصر فوت كرد و مجال جنگ با لوئى را نيافت ( 647 ) . الملك الصالح يك پسر داشت كه از جانب پدر به امارت حصن كيفا مأمور بود و او همان تورانشاه الملك المعظم است كه چند بار ذكر او را كرده‌ايم . مادر اين پسر يكى از كنيزكان محبوبهء الملك الصالح است كه شجرة الدّر لقب داشته . اين زن براى آنكه جانشينى الملك الصالح به پسرش برسد به كمك دو نفر از امرا مرگ سلطان را از مردم مخفى كرد و با آنكه الملك الصالح كسى را به جانشينى تعيين ننموده بود تورانشاه را از حصن كيفا خواست و چنين شهرت داد كه جانشين الملك الصالح اوست و تورانشاه پس از ورود بمصر بمقرّ سلطنت استقرار يافت .