عباس اقبال آشتيانى
185
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
هولاگو امر داد كه از قتل و غارت آن شهر دست برداشتند و چون هواى آن بد بود روز 24 صفر از بغداد خارج شد و مستعصم را بحضور طلبيده و او را در همان روز با پسر بزرگتر ابو بكر بقتل رساند و پسر ميانهء او را نيز چند روز بعد كشتند و از بنى عباس بر هركس دست يافتند بقتل آوردند مگر پسر كوچكتر خليفه مباركشاه كه او را هولاگو به زوجهء خويش بخشيد و زوجهء هولاگو او را به خواجه نصير الدين سپرد و خانمى مغولى به او دادند و به اين ترتيب دولت پانصد و بيست و پنج سالهء عباسى برافتاد و دستگاه خلافت به كلى از ميان رفت . عدد مقتولين بغداد را بالغ بر 800000 نفر نوشتهاند . بعد از قتل خليفه هولاگو ابن العلقمى را همچنان بعنوان وزارت ببغداد فرستاد و جهت آن شهر شحنهاى مغولى تعيين كرد و ايشان به آبادى شهر و ترميم خرابيها و كفنودفن كشتگان مشغول شدند و هولاگو كمى بعد به سمت خانقين رجعت نمود ولى سرداران او حله و كوفه و نجف را گرفتند و چون مردم واسط مقاومت كردند مغول قريب 40000 نفر از ايشان را كشته بر آنجا استيلا يافتند و به طرف شوشتر و بلاد ديگر خوزستان سرازير گرديدند . ابن العلقمى وزير ( متوفى 656 ) - وزارت خليفه المستعصم باللّه چنان كه ديديم با مؤيد الدين ابو طالب محمد بن احمد بن العلقمى بود و اين شخص كه تا فتح بغداد وزارت خليفه را داشت از اجلهء فضلاى عصر خويش بشمار مىرفت ، در حسن خط و كمال و نظم شعر و انشا مشهور بود ، فضلا و اهل ادب را دوست مىداشت و در جمع كتب و جلب ادبا و شعرا سعى مخصوص مىكرد ، كتابخانهاى داشت متضمن 10000 مجلد كتاب خطى نفيس و شعرا و نويسندگانى در گرد او بودند كه به نامش شعر مىساختند و كتاب مىنوشتند و يكى از مشهورترين اين جماعت عز الدين عبد الحميد ابن ابى الحديد ( 586 - 655 ) فاضل معروف است كه كتاب شرح نهج البلاغه را بنام اين وزير دانشدوست برشتهء تأليف آورده است . ابن العلقمى در كفايت و كاردانى نيز مقامى بلند داشت و زمام عموم كارهاى خلافت در دست او بود ، خليفه نيز او را معتمد خود مىدانست ولى از آنجا كه ضعيف النفس و بىاراده بود بهر حركتى كه از ديگران سر مىزد رضا مىداد مخصوصا