عباس اقبال آشتيانى

175

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

روز اقامت در آن حدود اردوى خود را به شهر كش انتقال داد و در اين شهر امير ارغون حكمران ايران شرقى و ملك شمس الدين كرت پادشاه هرات و فيروزكوه و غرجستان برسم اطاعت به خدمت او رسيدند و مورد مرحمت قرار گرفتند . هولاگو در اواخر سال 643 از جيحون گذشت و از طريق بلخ و خاف بخراسان آمد و در اين تاريخ بود كه امير ارغون دبيران و عمال زيردست خود را به هولاگو معرفى كرد تا همگى در خدمت خان باشند و از اين ببعد امر او را اجرا كنند و يكى از جملهء اين دبيران عطا ملك جوينى پسر بهاء الدين صاحب‌ديوان بود . در رسيدن بطوس هولاگو ملك شمس الدّين كرت را برسم رسالت پيش ناصر الدين محتشم قهستان فرستاد و او را بقبول فرمان خود خواند . ناصر الدين كه در اين تاريخ پيرمردى ضعيف بود به همراهى ملك شمس الدين بحضور هولاگو رفت و تسليم گرديد . هولاگو نيز او را محترم داشت و به حكومت شهر تون فرستاد . خواجه نصير الدّين طوسى كتاب معروف اخلاق ناصرى را بنام او تأليف كرده است . تسخير الموت و انقراض اسماعيليه در 654 - كيتوبوقا در طوس به خدمت هولاگو رسيده احوال قلاع اسماعيليه و ركن الدين خورشاه را بعرض او رسانيد و هولاگو شخصا تصميم گرفت كه بقيهء آشيانه‌هاى فدائيان را هم مسخر سازد و با مطيع ساختن خورشاه بساط آن جماعت را برچيند . به اين تصميم به طرف خرقان و بسطام حركت كرد و از بسطام دو نفر نماينده پيش خورشاه فرستاده او را بتسليم خواند و از هيبت و شوكت خود ترساند خورشاه به صواب‌ديد خواجه نصير الدين طوسى كه در اين موقع در ميمون‌دز بود حاضر بقبول اطاعت شد و برادر خود را با نماينده‌اى به خدمت هولاگو فرستاد . هولاگو مقدم نمايندگان اسماعيلى را گرامى داشت و بخور شاه پيغام داد كه اگر حقيقة حاضر تسليم است قلاع خود را خراب كند و شخصا به خدمت هولاگو بشتابد . خورشاه امر داد كه قسمتى از ديوارهاى قلاع لنبه‌سر و ميمون‌دز و الموت را خراب كردند و براى آمدن بحضور هولاگو نيز يك سال مهلت خواست . چون هولاگو دانست كه خورشاه راه طفره و نفاق مىرود و باطنا قصد تسليم شدن ندارد خود از طريق بسطام و كيتوبوقا از راه خوار و سمنان و دسته‌اى ديگر از قشون او از طرف مازندران به طرف قلاع اصلى ملاحده حركت كردند و از طرفى بر لار و دماوند دست يافتند و از طرفى ديگر داخل ولايت كوهستانى