عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 22
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
16 - آقپاشا - از سرداران معروف عثمان غازى . 17 - آقبيگم - دختر ابو الغازى سلطان حسين ميرزا . 18 - آقبيگم - دختر سلطان احمد ميرزا . 19 - آقسلطان خنيقه - دختر سلطان محمد مغول دومين عقدى الغبيك . 20 - آققوزى بيگم - نام مادر محمد خان شيبانى . 18 در افسانههاى اساطيرى و ادعيه و اوراد دينى دوران شمنى تركها به نامهاى : آقارن ، آققام ، آقآنا ، آقجن ، آقاياس ، آقگون ، آقاورمان ، آقميدان و غيره برخورد مىشود كه در همهء اين اصطلاحات كلمهء آق معنى و مفهوم بزرگ و معظم را مىرساند . ج - نامهاى خاص و ممتازى كه عظمت و كثرت موصوف را مىرساند : 1 - آقاردو - ( اردوى عظيم و بيشمار ) اين نام به اقوام و طوايف بزرگى اطلاق مىشد كه از 1226 تا 1428 ميلادى بر دشت قبچاق شرقى تسلط داشتند و پيوسته با گوگاردو ( ساكن غرب دشت قبچاق ) در جنگ و ستيز بودند . تا اينكه اين دو اردوى عظيم متفق شده تحت فرماندهى توقتميش به روسيه لشكر كشيد و مسكو را مسخر و غارت كردند . گويا تشكيلدهندهء اين اردوى عظيم پسر بزرگ جوجى بوده است . 2 - آقهون - ( هون بزرگ و بيشمار ) اقوام هون كه از شمال قزاقستان به نواحى هندوستان و افغانستان مهاجرت كرده در دورهء ساسانيان امپراتورى بزرگ آقهون را تشكيل دادند . در كتابهاى تاريخى ، امپراتورى آقهون را هفتاليت يا هفتاليان و گاهى هياطله هم نوشتهاند كه مدت پنج قرن فرمانروايى كردند . 3 - آقتاتار - در منابع تاريخى تركها ، اقوام اونقوت را آقتاتار هم نوشتهاند . 4 - آققويونلو - ( چوبداران بزرگ ، گلهداران بيشمار . ) تركمانان مقيم آناطولى ، قبايلى چادرنشين و بيابانگرد بودند كه اقتصاد آنان كلا بسته به گلهدارى و پرورش گوسفند بوده و حتى ماليات و خراج ساليانهء