عباس اقبال آشتيانى

153

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

باتو بعذر درد پا و ضعف مزاج حاضر نشد و يارسلاف « 1 » يكى از خوانين روسيه را بجاى خود فرستاد ولى فرزندان جغتاى و جوجى و تولوى و بنى اعمام گيوك و ساير نوينان و بزرگان مغول همگى حضور يافتند و از ممالك دوردست امير مسعود حكمران ماوراءالنهر و حكام و عمال ختا و خراسان و عراق و لرستان و فارس و آذربايجان و كرمان و گرجستان و موصل و حلب و الجزيره يا خود شخصا به قوريلتاى آمدند و يا نمايندگانى با تحف و هدايا روانه كردند حتى خليفهء عباسى بغداد و علاء الدّين صاحب الموت هم از راه احتياط و ترس از فرستادن رسول و نماينده خوددارى ننمودند و از جمله عيسويان كه در اين قوريلتاى شركت كردند يكى سنباد « 2 » برادر هيتون « 3 » ( حاتم ) پادشاه ارمنى ولايت كيليكيا « 4 » بود ديگرى پلان كارپن « 5 » سفير پاپ اينوسان چهارم « 6 » . اين دو نفر كه تفصيل دخالت ايشان را در سياست خانان مغول بعد ذكر خواهيم كرد هركدام از مسافرت خود به مغولستان شرحى نوشته‌اند كه براى فهم اوضاع جغرافيائى و تاريخ آن ايام ممالك مغول از منابع مهمه است . بعد از آنكه شاهزادگان و امرا و نمايندگان ممالك اطراف حاضر شدند اكثريت حضار جانشينى اوگتاى را همچنان‌كه توراكينا خاتون مىخواست به گيوك پيشنهاد كردند ولى او ابتدا زير بار قبول آن نمىرفت تا عاقبت به اين شرط كه سلطنت بعد از او در اوروغ او بماند اين تكليف را پذيرفت . شاهزادگان مغول در قبول اين شرط موچلكا دادند و به آئين مغول كمرهاى خود را گشودند و كلاه از سر برداشته كاسه گرفتند و مردم پيش تخت او به اداى رسم چوك قيام كردند و گيوك خان رسما بمقام قاآنى منصوب گرديد . گيوك خان بر خلاف پدر مردى جنگجو و مملكت‌گير بود و به كشورگشائى و غارتگرى ميل تمام داشت و بجدّ خود چنگيز بيشتر شبيه بود تا به پدرش اوگتاى . به همين جهت همين‌كه بر تخت خانى مستقر گرديد امر داد كه شاهزادگان و امرا ياساى چنگيزى را محترم شمارند و از تحريف و تصرف در آن خوددارى نمايند و براى تسخير چين جنوبى يعنى منزى « 7 » و بقيهء ممالك اسلامى و سركوبى باتو تهيهء لشكر ببينند . سبتاى بهادر سردار معروف را با يك نفر ديگر روانهء چين جنوبى كرد و ايلچيكتاى ( ايلچيكداى )

--> ( 1 ) - Iaroslaf ( 2 ) - Sempad ( 3 ) - Haitoum ( 4 ) - Cilicie ( 5 ) - Plano Carpino ( 6 ) - Innocent ( 7 ) - Menzi در مقابل ختاى يعنى چين شمالى .