عباس اقبال آشتيانى
150
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
« جماعتى از ثقات چنين روايت كردهاند كه در تواريخ ما تقدم و ايام سالفه و قرون ماضيه در بلاد تركستان و ممالك چين و تنگت و طمغاج هرگز پادشاهى كريم و نيكواخلاقتر از اگتاى پاى در ركاب نكرده است . ثقات چنين روايت كردهاند كه جغتاى ملعون مدام در ايذاى مسلمانان جد مىنمود و اسباب مىانگيخت تا بلائى و زحمتى باهل اسلام لاحق گردد و بقيهء مسلمانان را قلع كند و مستأصل گرداند چنانچه از مسلمانان به هيچ موضعى علامتى و بقيتى نماند در انتشار آن فتنه قصد و كوشش مىكرد ، جماعت مغلان و ديگر نوينان و بهادران را بر آن مىداشت تا از مسلمانان كلماتى و حركاتى به اگتاى مىرسانيدند كه موجب زحمت و ضرر اهل اسلام بود و سلب قمع و هلاك ايشان مىشد تا وقتى يكى از رهبانان بتپرست كه به زبان تركان آن جماعت را نوينان « 1 » مىگويند بر آن داشت تا به نزديك اگتاى آمد و گفت كه من چنگيز خان را در خواب ديدم مرا فرمانى داده است تا به تو برسانم و تو كه اگتاى پسر اوئى و نصب كردهء چنگيز خان ، به هيچوجه آن فرمان را مهمل نگذارى و از آن پس عدول و امتناع ننمائى ، نبايد كه رضاى چنگيز خان درنيابى و آن فرمان آنست كه چنگيز خان فرموده است كه مسلمانان بسيار شده و بعاقبت برافتادن ملك مغلان از مسلمانان خواهد بود اكنون مىبايد كه تمامت مسلمانان را كه در كل ممالك مااند از آنجا كه بلاد چين و طمغاج و تنگت و تركستان است تا به زمين ايران و عجم تمام مسلمانان را بقتل رسانى و از ايشان نام و نشان نگذارى ، اكنون من فرمان چنگيز خان رسانيدم و از گردن خود آن عهده بيرون كردم مىبايد كه تو امتثال نمائى و فرمانبردارى كنى و طوايف مسلمانان را مهلت حيات ندهى تا ملك زوال نيابد چون اين فرمان برسانيد اگتاى پادشاه عادل و دانا و هوشيار بود و مسلمان دوست به فراست پادشاهانه دريافت كه اين سخن كذب و دروغ است و روائح دروغ از اداى آن بمشام فراست مىرسد و فراكردهء برادرش جغتاى ظالم است ، لعنه اللّه تعالى ، حالى آن توين بتپرست را فرمان داد تا منزلى بزرگانه با مراتب نزل و ما يحتاج و آنچه از لوازم او باشد مهيا گردانيد و فرمود كه اين فرمان بس بزرگست و با هيبت و خون بسيار خلق مىبايد ريخت و هيچكس نيست از ملوك و نوينان و بهادران و جربيان كه نه مبالغ مسلمانان اسير دارد و در اطراف ممالك چين و طمغاج و تركستان و ايران و عجم متفرقاند هرآينه اين فرمان بجمله مىبايد رسانيد تا همگنان بر حكم اين فرمان بروند ، اكنون ترا خبر بايد كرد تا به جملهء ممالك مغل فرستاده شود و نوينان و جربيان و بهادران و ديگر ملوك جمع شوند و آن فرمان با هيبت بديشان رسانيده آيد و بر همگنان لازم گردد كه فرمان با هيبت ترا انقياد نمايند پس فرمان داد تا آن توين بتپرست را بمنزلى كه معين كردهء بودند فرودآوردند چنانچه در اعزاز و اكرام او هيچ دقيقه از دقايق نيكوداشت فرونگذاشت كه آن گبر لعين در زمين تركستان و طمغاج و چين اسم وصيتى داشت ، چون مدت معين برگذشت و اكابر مملكت مغل جمع شدند اگتاى فرمان داد تا مجلسى بس با تكلف پادشاهانه چنانچه معهود آن جماعت بود با رسم نيكو ترتيب كردند و شرايط آن كار و بار بتقديم رسانيدند ، پس اگتاى بر تخت بنشست و حملهء بزرگان ممالك كه حاضر آمده بودند پيش تخت كمر بستند و جماعتى كه محل نشستن داشتند به زانوى خدمت درآمدند پس فرمان داد تا آن توين را باعزاز تمام
--> ( 1 ) - جمع توين ، رجوع كنيد به صفحهء 86 از همين كتاب .